السيد موسى الشبيري الزنجاني
3759
كتاب النكاح ( فارسى )
احتمال دوم چيزى است كه از عبارت مسالك استفاده مىشود و آن اين است كه حيلوله سندى در كتاب محمد بن احمد بن يحيى ، صاحب نوادر الحكمه ، انجام شده است و ايشان به دو طريق حديث را از امام رضا عليه السلام نقل كردهاند يكى طريق هيثم از ابن ابى نصر بزنطى ، و ديگرى طريق محمد بن حسن الاشعرى از محمد بن عبد الله الاشعرى كه هر دو طريق هر كدام جداگانه به امام رضا عليه السلام ختم مىشود به طورى كه بزنطى و محمد بن عبد الله اشعرى هر كدام به طور مستقل سؤالى مشابه از امام عليه السلام پرسيده و يك جواب مشابه دريافت كردهاند . بنابراين صورت حيلوله هيچ شبهه و اشكالى در صحت سند روايت نخواهد بود چون به يك طريق راوى اول بزنطى است . احتمال سوم كه احتمال اصح است اين است كه اصلًا حيلولهاى واقع نشده بلكه محمد بن حسن اشعرى بر خود احمد بن محمد بن ابى نصر عطف شده است و هر دو راوى با هم از محمد بن عبد الله اشعرى نقل مىكنند و تنها محمد بن عبد الله از امام رضا سؤالى پرسيده و جوابى گرفته است . به خاطر اينكه ابن ابى نصر از محمد بن عبد الله اشعرى زياد روايت دارد و شاهدى براى وقوع حيلوله وجود ندارد . بنابراين اين احتمال ، گرچه محمد بن عبد الله اشعرى كه راوى اول روايت است توثيق صريحى در مورد او وارد نشده ، ولى به نظر مختار كه بزنطى را لا يروى و لا يرسل الا عن ثقة « 1 » مىدانيم ، محمد بن عبد الله اشعرى از ثقات خواهد بود . [ 6 - روايت اشعرى جعفر بن محمد بن عبيد الله ( عبد الله ) الاشعرى ] 6 . اشعرى جعفر بن محمد بن عبيد الله ( عبد الله ) الاشعرى عن أبيه قال سألت أبا الحسن عليه السلام عن تزويج المتعه و قلت اتهمها بان لها زوجاً يحل لى الدخول بها قال عليه السلام أ رأيتك ان سألتها البينة على ان ليس لها زوج هل تقدر على ذلك . اين روايت را مرحوم شيخ مفيد در رسالة المتعه نقل نموده كه مضمون همان روايت قبلى است و ظاهر اين دو روايت اخير يك روايت واحد است منتها چون
--> ( 1 ) استاد دام ظله گرچه نظر مشهور را كه روايت اصحاب اجماع را علامت توثيق همه راويان قبل از اصحاب اجماع مىدانند ، نمىپذيرند اما اين را قبول دارند كه روايت ابن ابى نصر بزنطى و صفوان و ابن ابى عمير امارهء وثاقت مروىّ عنه است .