السيد موسى الشبيري الزنجاني

3850

كتاب النكاح ( فارسى )

مىدانند ، سند اين روايت را معتبر مىداند چون سند تا ابن بكير اشكالى ندارد و چون « كان » در عبارت ذيل به صورت مذكر آمده لذا ايشان جملهء « اذا كان لا بأس بما صنعت » را اين طور معنا مىكند كه « اگر شأن چنين باشد كه كارهايى كه آن زن انجام مىدهد اشكالى نداشته باشد » و اين به معناى رشيده و عاقله بودن او است و معناى روايت صحت ازدواج عاقلهء رشيدهء ثيبه بدون اذن پدرش است . بنابراين مفهوم آن عدم صحت ازدواج غير عاقله اعم از سفيه يا مجنونه بدون اذن پدرش مىشود و مستفاد از آن اين است كه ولىّ مجنونه پدر او است . مناقشهء استاد - مد ظله - اولًا : اعتبار اين مرسله تنها بر مبناى مشهور كه مرسلات تمام اصحاب اجماع را معتبر مىدانند تمام است ولى به نظر ما كه تنها مرسلات سه تن از آنها را معتبر مىدانيم اشكال سندى اين روايت به قوت خود باقى است . ثانياً : به نظر ما احتمالات ديگرى نيز در معناى عبارت ذيل متصور است كه بر اساس آنها نمىتوان آن طور كه مرحوم نراقى فرموده مفهوم روايت را « غير عاقله » فرض كرد . ثالثاً : اشكال عمده اين است كه اگر ما معناى مرحوم نراقى را در عبارت ذيل بپذيريم مستفاد از آن رشيده بودن آن زن است نه عاقله و معناى روايت صحت ازدواج ثيبهء رشيده ( در مقابل سفيهه ) بدون اذن پدرش است نه صحت ازدواج ثيبهء عاقله ( در مقابل مجنونه ) . و مفهوم آن عدم صحت ازدواج ثيبهء سفيهه بدون اذن پدرش مىشود و شامل موضوع مورد بحث ما ( ثيبهء مجنونه ) نمىگردد « 1 » زيرا موضوع در مورد آن كس كه اقدام به ازدواج مىكند هم در منطوق و هم در مفهوم ، زن عاقله است يعنى فرض عقل در او مفروغ عنه مىباشد چون فرض اين است كه

--> ( 1 ) عبارت مرحوم نراقى چنين است : و خصوص مفهوم الرواية الخامسة عشرة ( اى مرسلة ابن بكير ) . . . دلت على عدم البأس فى تزويج البنت باذن أبيها اذا كان بأس بما صنعت اى كانت فاسدة العقل . مستند الشيعة ، ج 16 ، ص 135 .