السيد موسى الشبيري الزنجاني

3828

كتاب النكاح ( فارسى )

7 . صحيحهء زرارة و موثقه محمد بن مسلم « قال سمعت ابا جعفر عليه السلام يقول : لا ينقض النكاح الّا الأب « 1 » كأن تنها پدر نقش دارد و مىتواند جلوى نكاح را بگيرد البته تفسير اين روايت نيازمند بحث مفصلى است كه بعداً خواهيم كرد . چهارم : تسلّم بين العامّة بين عامّه معاصر ائمه معصومين عليهم السلام اتفاقى و مسلّم است كه مادر بر نكاح فرزند ولايت ندارد ، و ائمه معصومين عليهم السلام با عدم ردع اين نظر را تقرير فرموده‌اند ، و اگر مورد امضاء ائمه عليهم السلام نبود بايد با بيانى صريح آن را ردع مىفرمودند و رواياتى كه فقط ظهور در ولايت مادر و نفوذ عقد او داشته باشد براى ردع چنين سيرهء مسلّمى كافى نيست . و چنانچه بيانى از ائمه معصومين عليهم السلام صادر شود كه ذاتاً ظهور در ولايت مادر داشته باشد ( نه نصوصيت ) محيط صدور اين روايات مانع ظهور اين روايات در بطلان عقد مادر خواهد شد ، پس اگر روايت « ليس لها مع الابوين امر » ظهور در ولايت مادر هم داشت ، محيط صدور آن قرينه مىشد كه جنبهء اخلاقى و انسانى از آن فهميده شود يعنى شايسته نيست كه دختر با تصميم مادرش مخالفت كند . خلاصه چنانچه روايت صريحى در ردع نظر قطعى عامهء معاصر ائمه اطهار عليهم السلام صادر نشود معلوم مىشود كه نظر واقعى ائمه اطهار عليهم السلام نيز عدم ولايت مادر بوده است . و در چنين مسأله عامّ البلوايى چنانچه ردع صريحى صادر شده بود حتماً به ما مىرسيد . به علاوه از نظر فقهاء اماميه نيز تنها ابن جنيد براى مادر و جدّ مادرى ولايت قائل است . نتيجه نهايى آن كه به طور مسلّم مادر در امر نكاح صغيرين خود ولايت ندارد . به فرض هم مادر ولايت داشته باشد لازمهء آن ، ولايت داشتن جدّ امّى نيست پس به فرض غير صحيح دليلى بر ولايت مادر هم داشتيم ، ولايت را به جدّ امى تسرّى نمىداديم .

--> ( 1 ) جامع الأحاديث 25 / 191 ، باب 50 از ابواب التزويج ، ح 13 ، وسائل الشيعة 20 / 272 ، باب سابق ، ح 1 .