السيد موسى الشبيري الزنجاني
3812
كتاب النكاح ( فارسى )
دليل چهارم : رواياتى كه ولايت نكاح را در « اب » منحصر كرده است . روايت اول : صحيحهء محمد بن مسلم « محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن على بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن احدهما عليهما السلام قال : يستأمرها [ الجارية ] كلّ احد ما عدا الاب « 1 » . اين روايت غير از اب از هر كسى نفى ولايت مىكند . در مورد جدّ و وصى و مالك و حاكم ادلهء ديگر اثبات ولايت مىكند ، پس عموم اين صحيحه را در اين موارد تخصيص مىزنيم ولى تخصيص اين روايت در مورد مادر معلوم نيست ، مقتضاى انحصار ، نفى ولايت از ام و جدّ امى است . بررسى استدلال : استدلال به اين روايت در رياض آمده و صاحب جواهر نيز اين استدلال را صحيح دانستهاند ولى اين استدلال مخدوش است چون از متن روايت بر مىآيد كه موضوع اين روايت نكاح كبيره است و حضرت مىفرمايند : « يستأمرها » يعنى با جاريه مشورت مىشود و نظر و امر او را پرسوجو مىكنند . و روشن است كه نظر و رأى صغيره دخالتى در نكاح ندارد پس حضرت در مورد جاريهء بالغه فرموده ، هيچ كس به جز پدر ، بر او ولايت ندارد و بدون نظر او نمىتواند نكاح كند ، پس مادر ، هم بر بالغه ولايت ندارد و اين مقدار دلالت نمىكند كه مادر بر صغيره هم ولايت نداشته باشد ، و بحث ما در اثبات فى الجملهء ولايت براى مادر است همچنان كه محقق در مورد اولياء پنجگانه ( پدر و جد و . . . ) قائل است كه اينها بر شخص بالغ ولايت ندارند ولى بر صغير و صغيره ولايت دارند . روايت دوم : صحيحهء زراره و موثقهء محمد بن مسلم صحيحهء زراره : كلينى : ( محمد بن يحيى عن ) احمد بن محمد عن ابى محبوب عن على بن رئاب عن زرارة بن اعين قال سمعت ابا جعفر عليه السلام يقول : « لا ينقض النكاح الّا الاب » « 2 »
--> ( 1 ) جامع الاحاديث ، ج 25 ، ص 191 ، باب 50 از ابواب التزويج ، حديث 12 . ( 2 ) جامع الأحاديث 25 / 191 - باب 50 از ابواب التزويج ، حديث 13 .