السيد موسى الشبيري الزنجاني
3285
كتاب النكاح ( فارسى )
ان قلت : اوامر مولا نسبت به فعل در آينده ، همچون امر ولىّ به فرزندان نابالغ خود است يعنى خداوند هم اگر الآن به بچه خطاب كند كه اگر بالغ شدى نماز بخوان و همانطور كه بر بچه از الآن لازم نيست كه تحفّظ قدرت كند بر نماز در زمان بلوغ - كما هو المسلّم - بلكه هر وقت بالغ شد و قدرت داشت بر مقدمات صلاة ، آن وقت واجب مىشود و اگر قدرت نداشت تكليف نيست اگر چه قبل از بلوغ ، مىتوانست اين مقدّمات مثلًا آب و . . . را تهيّه كند ولى اين لازم نيست . پس معلوم مىشود كه با خطاب به صبىّ ، وجوب فعلى نگرديده و الّا لازم بود مقدمات اداء فعلى جدا از بلوغ را به عنوان مقدمات واجب تهيّه كند . پس وجوب مشروط به بلوغ شد نه اينكه وجوب فعلى است و واجب مقيّد به بلوغ است كما عليه الشيخ رحمه الله و السيد الداماد رحمه الله . قلت : در واجب معلّق ، لزوم تحصيل مقدّمات واجب در فرض تحقّق معلَّق عليه در ظرفش مىباشد فلهذا اگر بداند كه معلّق عليه حاصل نمىشود ، اصلًا لزوم تحصيل مقدمات نيز نمىباشد . مثلًا در مثال ان جاء زيد فاكرمه ، بنا بر نظر شيخ ، مجىء كه معلّق عليه اكرام است اگر حاصل نشود ، مقدمات نيز لزوم تحصيل ندارد . و در مثال معلّق عليه صلاة براى صبىّ على ما يستفاد من الادلّة « 1 » دو چيز است يكى وصول زمان بلوغ ، دوّم وجود قدرت بر صلاة در آن زمان ، فلهذا قبل از وصول زمان بلوغ و تحقق قدرت در آن زمان ، هيچگونه تكليفى نسبت به مقدمات نيست ، چرا كه قدرت مأخوذ در متعلّق ، قدرت شرعى است و به نحوهاى خاصّ اخذ شده و آن حصول و ثبوت قدرت در زمان بلوغ است به خلاف قدرت عقلىّ در ساير تكاليف كه اگر آناً ما از زمان خطاب تا ظرف عمل قدرت داشت صادق مىباشد . فلهذا اگر كسى قبل از زمان واجب ، قدرت بر انجام فعل را در زمان خودش ، از همين حالا
--> ( 1 ) قدرت شرعى را ما از حديث رفع القلم من الصبى حتى يحتلم و اين تسلّمى كه بچه مادامىكه بالغ نيست تكليف و عقابى ندارد ، استفاده مىكنيم پس قدرت شرعى مىباشد . استاد مد ظلّه .