السيد موسى الشبيري الزنجاني
3032
كتاب النكاح ( فارسى )
عن احدهما قال : قال كذا بعد روايت ديگرى را به آن عطف كرده بگويند : و قال : سأله رجل فقال كذا . در اينجا مرجع ضمير « و قال » در روايت دوم چندان واضح نيست كه آيا به جميل بر مىگردد يا به بعض اصحابنا ؟ مىتوان گفت صدوق اجتهاداً مرجع ضمير را جميل دانسته و مروى عنه وى را امام صادق « عليه السلام » ( چون او معاصر آن حضرت است ) فرض كرده و روايت خود را به اين شكل : جميل بن دراج عن ابى عبد الله « عليه السلام » نقل كرده است ولى كلينى و شيخ مرجع ضمير را « بعض اصحابنا » مىدانند ( و قهراً مانعى ندارد كه ضمير دوم را به احدهما بازگردانيم ) و در نتيجه روايت مرسل مىشود . بنابراين ، اختلاف در سند را مىتوان به اجتهاد محدثى كه روايت را از كتابى ( مثلًا كتاب ابن ابى عمير ) اخذ كرده نسبت داد و با وجود چنين اختلاف نظرى نمىتوان به مختار صدوق مطمئن شد و چون نتيجه تابع اخس است بايد روايت را مرسل و غير معتبر دانست . مگر اينكه قائل به حجيت رواياتى باشيم كه يكى از اصحاب اجماع و بالخصوص ابن ابى عمير در سند آن واقع شدهاند . ولى به نظر ما نه وقوع اصحاب اجماع در سند ، دليل بر اعتبار و حجيت روايت است و نه حتى كسانى مانند ابن ابى عمير ، زيرا ما تنها مشايخ بلاواسطه او و نيز مرسلات خود او ( و صفوان و بزنطى ) را معتبر مىدانيم و مرسِل اين روايت ، جميل بن دراج است نه ابن ابي عمير . « 1 » 4 ) تقريب استاد مد ظله براى اعتبار روايت صدوق : آنچه تاكنون گفته شد بر اساس اتحاد اين دو روايت است . ولى واقعيت اين است
--> ( 1 ) علامه در مختلف در مقابل اثبات اعتبار اين روايت مىگويد ارسال ابن ابى عمير مضر نيست زيرا فقها به مرسلات او عمل مىكنند . صاحب مدارك در نهاية المرام اشكال كرده مىگويد : اين روايت را ابن ابى عمير ارسال نكرده بلكه از مرسلات جميل است و عمل كردن اصحاب به مرسلات ابن ابى عمير دليل بر اعتبار اين روايت نمىشود . و اين اشكال وارد است .