السيد موسى الشبيري الزنجاني

3033

كتاب النكاح ( فارسى )

كه نمىتوان به اتحاد اين دو مطمئن شد . گاهى بعضى از راويان پس از اينكه روايتى را از امامى ، خودشان يا با واسطه مىشنيدند ، به خاطر اطمينان بيشتر يا آزمايش امام بعدى يا به خاطر احتمال تقيه‌اى بودن روايت اول ، دومرتبه همان سؤال را از امام بعدى مىنمودند . ممكن است در اينجا مراد از احدهما امام پنجم باشد و جميل بن دراج يك بار با واسطه از آن امام نقل كرده و بار ديگر خواسته است بدون واسطه يا به خاطر دفع احتمال تقيه ، خودش از امام ششم پرسيده باشد . مجلسى اول نيز در روضة المتقين استظهار تعدد كرده است . البته به نظر ما نمىتوان به تعدد دو روايت مطمئن شد زيرا تشابه بسيار زياد الفاظ دو خبر ، و اينكه جميل نگفته من از پدر شما چنين حديثى شنيدم حال شما چه مىفرمائيد و ابن ابى عمير هم در كتابش به آن اشاره‌اى نكرده ، همه اطمينان به تعدد را تضعيف مىكند . ولى در هر حال مجرد احتمال تعدد براى حجيت روايت مسند جميل كافى است . خلاصه اينكه اگر كسى به اتحاد د روايت مطمئن شد ، از نظر سند دچار مشكل مىشود « 1 » ، اما اگر تعدد را استظهار كرديم يا آن را محتمل دانستيم در هر دو صورت ، روايت جميل بن دراج عن ابى عبد الله « عليه السلام » كه صحيحه است حجت مىشود و مىتوان به آن اخذ كرد . ب ) بررسى دلالت روايت : 1 ) بيان وجه مختار عده‌اى كه روايت را حمل به صورت عقد جديد كرده‌اند : آنچه مسلّم است اينكه نمىتوان اين روايت را به خاطر اعراض مشهور طرح كرد زيرا بسيارى از قدما به آن عمل كرده‌اند : ظاهر نقل كلينى و صدوق اين است كه

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) در تأييد نقل مسند فقيه ، اشاره به اين نكته مفيد است كه در ذيل نقل فقيه ، مسأله ازدواج پنج زن در يك عقد ، وارد شده ، اين قطعه بعينه در كافى 6 : 430 / 5 ، با اين سند نقل شده است . على بن ابراهيم عن أبيه عن ابن ابى عمير عن جميل بن درّاج عن ابى عبد الله « عليه السلام » لذا ممكن است كسى اين نقل را بر فرض اتحاد دو روايت هم مؤيد فهم صدوق از روايت فوق بداند