السيد موسى الشبيري الزنجاني
2485
كتاب النكاح ( فارسى )
حالى كه از روايت منصور بن حازم استفاده مىشود كه ابن مسعود قائل به تحليل بوده و اين مسأله در شيعه معروف بوده است . جمع بين اين دو مطلب چيست ؟ با ديدن سخن ابن حزم معلوم شد كه خود اهل سنت نيز اين مطلب را نقل مىكنند كه ابن مسعود قائل به تحليل بوده است ، پس روايت منصور بن حازم تفرّد ندارد و مضمونش در بحث اهل سنت نيز هست . بررسى دلالت روايت منصور بن حازم بر جواز ازدواج با مادر زن غير مدخوله : اولا : گذشت كه فقرهء مورد استدلال جملهء « لم نر به بأساً » است . در اين جمله اختلاف نسخه هست . در بعضى منابع ، فلم يَر به بأساً دارد . اگر نسخه تد فصله رجل منا فلم يَرَ به بأساً باشد ، يعنى مردى از طائفه ما بنى هاشم اين كار را كرد ، زيرا بنى عباس نيز از بنى هاشم بودند « 1 » و كارهاى خلاف چه بسا انجام مىدادند و كار آنها اعتبارى ندارد در اين صورت استشهاد به اين روايت نمىشود كرد . بررسى متن روايت : هر چند كافى چاپى لم نَرَ است . اما ما با دو نسخه معتبر از كافى مقابله كرديم ، نسخهء آنها لم ير است كه يكى از اين دو نسخه ، نسخهء شهيد ثانى است كه بهترين نسخهاى است كه ما ديدهايم و در هر دو مورد كه جملهء لم يَرَ ذكر شده است لَمْ يَرَ آمده است و زير و زبر آن را هم گذاشته است . نقل عياشى و نسخهء وافى و وسائل « 2 » هم لَم يَرَ است ، نسخ استبصار مختلف است بعضى لم ير و برخى لم نر دارد . نسخهء تهذيب چاپى « 3 » لم نر است و فرصت نشد تا ببينم كه نسخى كه از تهذيب
--> ( 1 ) احتمال دارد كه منا يعنى مردى از ما شيعيان اين كار را كرد نه از ما خاندان بنى هاشم ( 2 ) مبانى العروة ج 1 / 329 در تقريرات مرحوم آقاى خوئى جامىلوسائل " اشتباهاً " السؤال " چاپ شده است . ( 3 ) التهذيب 7 / 274