السيد موسى الشبيري الزنجاني
2550
كتاب النكاح ( فارسى )
رواية كتبه ان قلت : مجرد اعتماد كشى بر كسى دليل بر وثاقت وى نيست چه شايد وى به اصالة العداله قائل باشد . قلت : ما كرار گفتهايم كه بر خلاف گفته مرحوم آقاى خوئى غالب قدماء به اصالة العداله قائل نبودهاند و هيچ يك از شواهدى كه ايشان براى اين گفته ذكر كردهاند صحيح نيست . آرى جماعت اندكى در ميان قدماء بودهاند كه بر مراسيل اعتماد مىكردهاند كه به عنوان يك استثناء از روش متعارف قدماء تلقى مىگردند . ان قلت : كشى خود از كسانى است كه بر خلاف روش متعارف قدماء از ضعفاء بسيار روايت مىكرده است ، چنانچه نجاشى در ترجمه وى بدان تصريح كرده است . قلت : نجاشى درباره وى گفته است : روى عن الضعفاء كثيراً ، ولى نگفته است كه " اعتماد على الضعفاء كثيراً " بنابراين مجرد روايت بسيار كشى از ضعفاء سبب نمىگردد كه ما به اعتماد وى بر كسى استناد نكنيم ، بنابراين كلام نجاشى درباره على بن محمّد بن قتيبه و اعتماد كشى بر وى ، دليل بر وثاقت اوست . اين نهايت تقريبى است كه براى اين دليل مىتوان ذكر كرد . ولى اين تقريب ناتمام است ، زيرا نجاشى از كجا دريافته است كه كشى در كتاب رجال خود بر على بن محمّد بن قتيبه اعتماد ورزيده است ؟ ، آيا جز اين است كه روايت بسيار كشى را از على بن محمّد بن قتيبه در كتاب رجال ديده ، و از اين روايت بسيار اعتماد كشى را نتيجه گرفته است ؟ خلاصه روايت بسيار در نزد قدماء مساوق با اعتماد است ، در نتيجه اگر كسى روايت بسيار از ضعفاء داشته باشد ديگر بر اعتماد وى هم نمىتوان اعتماد كرد ، زيرا معناى روايت بسيار وى از ضعفاء يا اين است كه وى قائل به اصالة العداله بوده ، در نتيجه افراد ديگر كه به چنين مبنايى قائل نيستند نمىتوانند بر قول وى اعتماد كنند ، يا اين كه شخص در تشخيص بسيار خطا دارد ، آدم خوشباورى است و بيش از حد متعارف به روات حسن ظن داشته در نتيجه افراد ضعيف را صحيح دانسته و بر آنها اعتماد كرده است ، در اين صورت