السيد موسى الشبيري الزنجاني
2544
كتاب النكاح ( فارسى )
منطقيين مىگويند : موضوع حكم همانا ذات است و در غير مواردى كه موضوع مقيد به وصفى شده مانند الانسان ما رام كاتباً كذا ، ما زوال وصف ، حكم زائل نمىگردد . ولى اصوليين قائل به تنصيلند و مىگويند : عناوين در موضوعات احكام به يكى از اين سه شكل ممكن است . اخذ شود ، كه هيچ يك از آنها خلاف ظاهر نيست : قسم اول عنوان موضوع ، هيچ دخالتى در حكم ندارد و تنها براى اشاره به ذات موضوع آورده شده مانند اينكه به كسى كه در مقام تعلم گفته شود " اسال عن هذا الجالس " « 1 » در اين قسم عنوان جلوس تنها مشير است و همانند نظر منطقيين با زوال جلوس ، حكم از آن شخص زائل نمىشود . قسم دوم : اخذ عنوان در موضوع به خاطر دخالت آن در حكم حدوثاً مىباشد مثل " الملاقى للنجس نجس " يا " المتصل للنجس نجس " در اين مثال عنوان ملاقى بودن و متصل بودن در حكم ، حدوثاً دخالت دارد يعنى همينكه چيزى با عين نجس ملاقات كند و بدان اتصال يافت نجس مىشود خواه بقاءً وصف ملاقى بودن و اتصال مستمر باشد يا نه . قسم سوم : اخذ عنوان در موضوع به خاطر دخالت آن در حكم حدوثاً و بقاء مىباشد ، يعنى حدوث عنوان منشأ حدوث حكم و بقاء عنوان منشأ بقاء حكم مىباشد به خلاف قسم دوم كه حدوث عنوان منشأ ايجاد حكم مستمر مىباشد كه با زوال عنوان هم ادامه دارد ، مثال قسم سوم ملكيت منافع عنى خريدارى شده است اگر گفته شود : من ملك عيناً ملك منافعه ، در اينجا ملكيت منافع دائر مدار ملكيت خود عين است ، لذا نمىتوان ملكيت منافعى را هم كه پس از فروش عين و در ملكيت ديگرى در آمدن آن حاصل شده از حكم فوق استفاده
--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) اين مثال كه در كلام اصوليان ديده مىشود بر گرفته از روايت مفضل بن عمر است كه در آن امام عليه السلام فيض بن مختار را مخاطب قرار داده مىفرمايد : فاذا اردت محدثنا فعليك بهذا الجالس " و أومأ إلى رجل من الصحابة فسألت اصحابنا عنه ، فقالوا زرارة بن اعين ( رجال كشى : 1306 / 216 ) ، در اينجا چون راوى زراره را نمىشناخته است امام عليه السلام با عنوان " هذا الجالس " وى را به وى معرفى كردهاند گرنه جلوس زراره در حكم ثبوته اعتبار قول وى هيچ دخالتى ندارد .