السيد موسى الشبيري الزنجاني
2099
كتاب النكاح ( فارسى )
مىكند و ولد الزنا بودن و خباثت اصل ، در ولد الزنا امرى است كه هميشه ثابت است . كما اينكه در بعضى روايات تعبير چنين است : ان ولد الزنا لا يطيب ابداً « 1 » يا لا ينجب ابداً . ولى اين عنوان ممكن است با توبه از زانيه زايل گردد . علاوه بر اين ، براى بيان يك مطلب در روايات گاهى به عنوان خبيثه تعبير مىكنند و گاهى به عنوان ولد الزنا مثلًا مىفرمايند : وطى امهء خبيثه جايز است ولى مراقب باشد كه اولاد دار نشود ، و مانند اين تعبير در ولد الزنا نيز آمده است « 2 » . خلاصه اينكه موضوع در همهء روايات ، خصوص نكاح زانى با مزنى بها است و روايات ديگر كه در مورد نكاح با مشهوره و زن آلوده به زنا مىباشد بايد جداگانه مورد بررسى قرار گيرد . ج ) بررسى رواياتى كه مربوط به نكاح با مشهوره و زنان آلوده است : 1 ) محمد بن احمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن سعدان عن على بن يقطين قال : قلت لأبي الحسن « عليه السلام » نساء اهل المدينه قال : فواسق . قلت : فاتزوج منهن ؟ قال : نعم « 3 » . سؤال در اين روايت مربوط به زناى خودش نيست ، شأن على بن يقطين بسيار بالاتر از اين است كه بتوان چنين گمانى دربارهء او برد ، علاوه بر اينكه به احتمال قوى مراد از « فواسق » زنانى هستند كه فسق اعتقادى دارند ، زيرا مردم مدينه اكثراً سنى مذهب و تابع مالك بودند و منظور اين است كه آنها انحراف در مذهب و عقيده دارد نه اينكه همه زناكارند ، زيرا بسيار بعيد است كه بگوييم حضرت موسى بن جعفر زنان مدينه را قذف نمودهاند ! لذا ، اصلًا اين روايت ناظر به مسأله نكاح با زانيه نيست . « 4 »
--> ( 1 ) جامع الاحاديث ، باب سابق ، ح 9 ، وسائل الشيعة باب سابق ح 9 . ( 2 ) جامع الاحاديث باب سابق ، ج 3 و 5 و 6 ، وسائل الشيعة ، باب سابق ح 2 و 4 و 5 . ( 3 ) جامع الاحاديث باب 17 از ابواب ما يحرم بالتزويج ، ج 12 ، وسائل الشيعة باب 12 ، ابواب ما يحرم بالمصاهرة ح 3 . ( 4 ) احتمال دارد مراد از فسق ، بىبندوبارى باشد . همچنانكه امروزه در تعبير عرفى ما مىگوييم آدمهاى فاسق و فاجر يعنى كسانى كه رعايت عفت را نمىكنند .