السيد موسى الشبيري الزنجاني

2082

كتاب النكاح ( فارسى )

فقلت له : ما قال لك ؟ فقال : انّما قال لى : و لو رفعت راية ما كان عليه فى تزويجها شىء ، انّما يخرجها من حرام الى حلال « 1 » » 3 ) توضيح اشكال سندى روايت : مرحوم آقاى خوئى مىفرمايند كه ؛ هر چند اصل اين روايت صحيحه است ، ولى قسمت ذيل روايت را اسحاق بن جرير خود مستقيماً نشنيده ، بلكه از برخى از موالى حضرت شنيده و چون وثاقت اين شخص معلوم نيست ، نمىتوانيم به اين ذيل اعتماد كنيم . هر چند اگر ذيل روايت نبود ، صدر روايت به تفصيل بين مشهوره و غير مشهوره مشعر بود . در توضيح اشكال سندى مىگوييم كه آنچه اسحاق بن جرير خود مشاهده كرد ، صحبت سرى حضرت با برخى از موالى بوده ، حال چه صحبتى بوده ، اصلًا آيا مربوط به اين بحث بوده يا نبوده ؟ از نقل اسحاق بن جرير معلوم نمىگردد . صحبت كردن سرّى حضرت با آن شخص هم علامت آن نيست كه او را در تمام اخباراتش صادق بداند ، بلكه ممكن است مثلًا حضرت به وى فرموده باشد كه برو فلان چيز را بخر يا فلان كار را بكن ، يا صحبتهاى ديگر كه مناسب نبوده علنى مطرح شود ، پس از صحبت سرى حضرت توثيق واسطه استفاده نمىشود ، از سؤال كردن اسحاق بن جرير هم موثق بودن آن مولى در نزد وى استفاده نمىشود ، بلكه انسان وقتى صحبت سرى امام را با كسى مىشنود ، حسّاس مىشود كه نكند مطلبى مربوط به او فرموده باشد و از اين جهت از آن شخص سؤال مىكند ، پس قسمت ذيل روايت از جهت سندى غير قابل اعتماد است . 4 ) اشكال استاد - مد ظلّه - به استناد به روايت اسحاق بن جرير : ولى اشكال مهمتر در استناد به روايت اين است كه مرحوم آقاى خوئى ( ره ) مىفرمايند ؛ صرف نظر از ذيل روايت ، صدر روايت مشعر است به اينكه ازدواج با مشهوره به زنا جايز نيست و با غير او جايز است . در حالى كه راوى از امام مىپرسد

--> ( 1 ) وسائل ، ج 21 ، 29 / 26439 ( ابواب المتعة از كتاب النكاح ، باب ( 9 ) ، ح 13 .