السيد موسى الشبيري الزنجاني
2083
كتاب النكاح ( فارسى )
كه « عندنا امرأة معروفة بالفجور » معروفه با مشهوره ، مترادف است يعنى زن مشهوره به زنا در كوفه هست . « أ يحل ان اتزوّجها » حضرت در پاسخ ازدواج با او را تجويز مىكنند نه تحريم ، پس بر خلاف نظر مرحوم آقاى خوئى ( ره ) اين روايت از ادله تجويز ازدواج با مشهوره مىشود . « 1 » ان قلت : در اين روايت مىگويد ، زن زناى خود را علنى نكرده است . قلت : معلوم نيست كه مراد از بلند كردن رايت ، زناى علنى باشد ، زيرا در روايات متعدد ، از حكم تزويج با زانيه معلنه سخن گفته شده كه از آنها فهميده مىشود كه مسأله زناى علنى در جامعهء آن روز كاملًا مطرح بوده و از سوى سلاطين منعى از اين كار در ميان نبوده ، چون حكومتهاى آن دوره آلوده بوده ، خود خلفاء به اين گونه فجورها گرفتار بودند و ديگران را هم منع نمىكردهاند . با توجه به اين امر مىتوان عبارت امام « عليه السلام » را اين گونه معنا كرد كه آيا زانيه ، اعلان رسمى كرده كه حاضر به متعه شدن مىباشد ؟ راوى هم پاسخ مىدهد كه اگر رسماً اعلان به تمتع كرده باشد ، سلطان او را مىگيرد ، زيرا مسأله متعه و اظهار رسمى آن ، به منزله مبارزه با دستگاههاى خلافت بوده كه متعه را نامشروع مىدانستند ، اظهار متعه به معناى ترويج تشيع بوده و قهراً حكومتهاى آن زمان با آن برخورد مىكردهاند ، اين كه در كلام امام « عليه السلام » تجويز متعه را بيان كرده ( تزوجها متعةً ) مشعر به آن است كه در متعه خصوصيتى وجود دارد و حكم مربوط به مطلق تزويج نيست . البته ذكر متعه در كلام امام « عليه السلام » را مشعر دانستهايم نه دالّ ، چون ، همچنانكه مرحوم آقاى خوئى فرمودهاند ، ممكن است ذكر متعه در جواب ، به جهت تطابق با سؤال سائل كه از خصوص متعه پرسيده باشد و گونه در حكم واقعى ، متعه خصوصيتى نداشته باشد .
--> ( 1 ) استاد ( مد ظله ) از اين اشكال در جلسات آينده عدول مىكنند .