السيد موسى الشبيري الزنجاني
2430
كتاب النكاح ( فارسى )
استصحاب را جارى نمىدانيم . اما در فرض دوم ، اصلى كه مثبت بطلان بود ، استصحاب بقاء احرام تا زمان عقد بود ، يعنى احرام را كه مانع صحت عقد بود تا زمان عقد ، ابقاء مىكنيم و بطلان را نتيجه مىگيريم . در ما نحن فيه ، يعنى ثلاثىّ الاحتمال ، هيچيك از اين دو اصل جارى نمىشود ، اما اصل عدم عقد تا زمان انقضاى احلال در اينجا اثبات بطلان نمىكند ، چون يك احتمال هم اين است كه عقد در زمان احلالى كه بعد از احرام است واقع شده باشد و اصل مذكور نمىتواند اين احتمال را نفى كند . كما اينكه در استصحاب بايد مستصحب در تمام ازمنه جرّ شود و نمىتوان عدم عقد را از احلال قبل از احرام به احلال بعد از احرام متصل كرد و زمان احرام را در نظر نگرفت ، چون بر خلاف مفهوم استصحاب است و چنانچه بخواهيم عدم عقد را در هر سه زمان استصحاب كنيم ، بر خلاف يقين ما مىباشد ، چون يقين داريم در يكى از سه زمان ، عقد واقع شده است . اما اصل دوم ، يعنى استصحاب بقاء احرام تا زمان عقد ، اين هم در ما نحن فيه مفيد بطلان نيست ، چون يك احتمال هم اين است كه عقد در زمان احلال قبل از احرام واقع شده باشد و اصل مذكور اين احتمال را نفى نمىكند ، خلاصه اينكه ، هيچ يك از اين دو اصل كه يكى اثبات عدم زوجيت مىكرد و ديگرى اثبات بطلان عقد ، در ما نحن فيه كه ثلاثى الاحتمال است جارى نمىگردد . 2 ) اثبات مطلب دوم ( وجود اصل مثبت صحت عقد و اصل نافى حرمت ابد » : دو اصل در ما نحن فيه وجود دارد كه در فروض قبلى احياناً جارى مىكرديم . يكى استصحاب عدم احرام تا وقت عقد است كه مربوط به فرض اول بود ( البته اگر عقد معلوم التاريخ باشد و احرام مجهول التاريخ ) اين اصل كه صحت عقد را اثبات مىكند در ما نحن فيه هم جارى مىشود و اصل ديگر عبارت است از استصحاب