السيد موسى الشبيري الزنجاني

2356

كتاب النكاح ( فارسى )

ازدواج كند نيز حرمت ابد وجود دارد يا نه ؟ براى اثبات حرمت ابد چند بيان گفته شده است . بيان اول : ادعاى اين كه درست است كه در روايات مسأله ، كلمه « المحرم » آمده است و لكن ، مراد از آن ، جنس مىباشد كه شامل مذكر و مؤنث هر دو مىشود . و قهراً اگر شامل هر دو شد و قرينه‌اى هم بر خلاف نبود [ در مورد قرائنى كه ما در جلسه گذشته براى تأييد اين مطلب كه روايات اختصاصى به مرد داشته باشد ذكر كرديم بحث خواهيم نمود ] بايد حكم حرمت ابد را در اين صورت نيز قائل شويم . بيان دوم : تمسك به قاعده اشتراك بين زن و مرد در احكام است . با اين توضيح كه ، بسيارى از احكام فقهى ، هم براى زنان و هم براى مردان به طور مشترك اثبات مىشود و حال آنكه روايات مسأله فقط مخصوص به مرد است ، مثلًا عنوان « رجل » در روايات آمده است - چنانچه در احكام باب حج در بسيارى از مواقع چنين است - و مع ذلك علماء گفته‌اند ، اين حكم اختصاصى به مردها ندارد و شامل زنان نيز مىشود و دليل آنها نيز قاعده اشتراك است ، يعنى قانون اشتراك خصوصيت « رجل » را از بين مىبرد و به جاى آن ، مطلق « انسان » ، قرار مىدهد . در ما نحن فيه نيز بر فرض كه بگوييم كلمه « المحرم » فقط معنايش خصوص مرد محرم است - نه جنس - و ليكن با كمك قاعده اشتراك مىگوييم حرمت ابد اختصاص به آنجايى كه مرد محرم باشد ندارد و شامل زن محرمه نيز مىشود . « 1 » 2 ) اشكال به دو دليل فوق الف ) اشكال مرحوم حائرى به جنس بودن كلمه « المحرم » به هر دو بيان فوق اشكال شده است ، اما نسبت به جنس بودن كلمه « المحرم »

--> ( 1 ) در پايان بحث اين جلسه به دو بيان ديگر اشاره مىشود : الف اگر معناى لغوى محرم مرد محرم هم باشد لكن عرف از خصوصيت مردى الغاء خصوصيت كرده ، كلمه محرم را به عنوان مثال مىفهمد ب با تناسب حكم و موضوع حكم تحريم را به زن محرمه نيز تسرّى مىدهيم .