السيد موسى الشبيري الزنجاني

2321

كتاب النكاح ( فارسى )

1 ) نقل اقوال در مسأله : قول اول : عقد در حال احرام ، مطلقاً حرمت ابد مىآورد خواه از روى علم باشد يا از سر جهل ، خواه دخول شود يا نشود . اين قول را در جواهر به مرتضى و سلّار نسبت مىدهد ، ولى ذكر نام مرتضى در اين مسأله اشتباه است ، حال اشتباه از صاحب جواهر است يا از حاكى « 1 » ، معلوم نيست ، سيد مرتضى در چهار كتاب و رساله خود : انتصار ، جمل العلم و العمل ، مسائل الرسيّات الاولى ، مسائل الموصليات الثلاثة ، تصريح مىكند كه حرمت ابد در صورت علم ثابت است ، البته در مسائل موصليات عبارتى ديده مىشود كه پس از اين دربارهء آن سخن خواهيم گفت . به هر حال نسبت اين قول به سيد مرتضى اشتباه است ، بلكه كسانى كه در كتب اين قول بدانها نسبت داده شده و در كتب آنها نيز اين قول ديده مىشود ، شيخ صدوق ( در مقنع و فقيه ) و سلّار ( در مراسم ) مىباشد . « 2 » ولى صحت نسبت اين قول به اين دو براى ما محل تأمل است ، زيرا شيخ صدوق « قدس سرّه » هر چند در كتاب نكاح مقنع عبارت روايت اديم بن الحر را كه فتواى او محسوب مىشود آورده كه در آن حرمت ابد بدون تفصيل بين علم و جهل يا دخول و عدم آن بر عقد در حال احرام مترتب شده « 3 » ، ولى در كتاب الحج مقنع پس از حكم به بطلان ازدواج ، عبارت روايت محمد بن قيس را آورده كه معمولًا از آن عدم حرمت ابد به طور مطلق استفاده كرده‌اند ، عبارت ايشان چنين است : ليس للمحرم ان يتزوج و لا يزوج محلًا ، فان زوج او تزوج فتزوجه باطل و إن ملك رجل بضع امرأة و هو محرم قبل ان يحل ، فعليه ان يخلى سبيلها و ليس نكاحه بشيءٍ ، فاذا احلّ

--> ( 1 ) عبارت جواهر چنين است : اذا عقد المحرم . . . على امرأة عالماً بالحرمة حرمت ابداً . . . و لو كان جاهلًا لم تحرم عليه مع عدم الدخول على المشهور شهرة عظيمة ، بل لم يحك الخلاف الّا من المرتضى و سلّار فحرّماها كما فى صورة العلم . . . ( 2 ) مثلًا نگاه كنيد به مسالك ، ج 7 ، ص 344 ( 3 ) مقنع ، ص 327