السيد موسى الشبيري الزنجاني
2288
كتاب النكاح ( فارسى )
روايت عبد الله بن بكير را نيز " المثنى " نقل مىكند ، بنا بر اين ، طريق پنجم - مثلًا - بايد بدين شكل باشد : " محمد بن يعقوب عن محمد بن يحيى عن احمد بن محمد عن احمد بن محمد بن ابى نصر عن المثنى عن عبد الله بن بكير عن اديم بياع الهروى عن ابى عبد الله « عليه السلام » تحويل در داود بن سرحان نيز كه مورد توجه ايشان و غير ايشان نبوده ، در نتيجه گمان شده كه در سه طريق ابن ابى نصر همگى " المثنى " واقع است ، و با اشتراك اين عنوان سند از اعتبار خارج مىشود . احتمال دوم : در طريق عبد الله بن بكير ، اديم بياع الهروى واقع است كه آن هم توثيق نشده است ، بنا بر اين هر دو طريق روايت غير معتبر است . سؤال : آيا نمىتواند اشكال طريق ابن بكير از جهت فطحى بودن خود او باشد ، و كسانى چون صاحب مدارك كه به روايت موثقه عمل نمىكنند ، قهراً روايت را غير معتبر مىدانند . جواب : اگر اشكال ايشان به عدم صحت مذهب ابن بكير بر مىگشت ، مىبايست به آن تصريح مىكردند . از عدم تصريح معلوم مىشود كه اشكال در ناحيه ديگرى است . بهر حال درباره " المثنى " و " اديم بياع الهروى " بايد سخن گفت . 4 ) تحقيق دربارهء " المثنى " در سند : پيش از پرداختن به اين بحث ، تذكر اين نكته مفيد است كه در زمان محقق اردبيلى و شاگردان آنها ، همچون صاحب مدارك ، هنوز كار جدى بر روى تمييز مشتركات صورت نگرفته بوده و قواعد تمييز كه بيشتر بر پايه راوى و مروى عنه « 1 »
--> ( 1 ) صاحب قاموس الرجال روش تمييز مشتركات با راوى و مروى عنه را ناتمام مىداند ( قاموس الرجال ج 1 ، ص 17 ، الفصل الثانى عشر ) ولى اشكال ايشان بدين روش ، اشكال صحيحى نيست ، چنانچه در جاى خود به تفصيل بيان كردهايم .