السيد موسى الشبيري الزنجاني
2264
كتاب النكاح ( فارسى )
ازدواج كرده باشد و دخترى داشته باشد و اين دختر هم در هنگام اين عمل شنيع ، زن فاعل باشد ، تنها يك فرض عقلى محض است كه به ذهن متعارف افراد نمىرسد ، پس ظهور روايات ايقاب نسبت به شمول ايقاب بعد از عقد ، ظهور ضعيفى است . از آن طرف ، ظهور روايات زنا نسبت به شمول مسأله ايقاب و عدم اختصاص حكم ( عدم حرمت ابد ) به باب زنا ، با توجه به عموم تعليل و قانون عام ( لا يحرّم الحرام الحلالَ ) ظهور قويى است ، پس روايات باب زنا اظهر است و به قرينه آن بايد در روايات ايقاب تصرف كرده ، آن را به لواط قبل از عقد مخصوص ساخت . در نتيجه ، لواط بعد از عقد منشأ حرمت بنت و اخت و ام ملوط بر لائط نمىشود . البته اين نتيجهگيرى با توجه به اكثر روايات باب ايقاب صحيح است ، ولى يك روايت در باب ايقاب برادر زن وارد شده كه در خصوص اين مورد ، حكم به انفساخ عقد كرده است ، كه نتيجه بالا را دگرگون مىسازد . ج ) نگاهى به روايت خاص در باب ايقاب برادر زن : 1 ) متن روايت و توضيح درباره اعتبار سندى آن : بسند صحيح عن ابن ابى عمير عن بعض اصحابه عن ابى عبد الله « عليه السلام » فى رجل يأتى اخا امرأته فقال : اذا أوقبه فقد حرمت عليه المرأة . « 1 » اين روايت از جهت سند مرسله است ، ولى ما بر خلاف كسانى همچون آقاى خويى ، مرسلات ابن ابى عمير را صحيحه مىدانيم ، پس اين روايت صحيحه است و اشكال سندى ندارد . ان قلت : اين روايت معرض عنه اصحاب است و از درجه اعتبار ساقط است . قلت : اولًا : شيخ كلينى اين روايت را در كافى نقل كرده كه ظاهر آن ، فتوا به
--> ( 1 ) جامع الاحاديث 25 : 560 / 37986 ، باب 5 از ابواب ما يحرم بالتزويج ، ح 7 .