السيد موسى الشبيري الزنجاني

2226

كتاب النكاح ( فارسى )

در سرائر ابن ادريس ، لمعه شهيد اوّل ، روضه شهيد ثانى ، تصريح به تعميم در ناحيه مفعول نموده و در ناحيه فاعل هم لفظ مطلق تعبير كرده است . در تحرير علامه و تنقيح فاضل مقداد ، در هر دو طرف به تعميم حكم ، تصريح كرده است ، البته در تنقيح ، تعميم در ناحيه فاعل را اقرب دانسته و نظير آن نيز در جامع المقاصد ديده مىشود كه تعميم در ناحيه فاعل را اقوى مىداند . علامه در قواعد هم مىگويد : لو اوقب - و لو ببعض الحشفه - غلاماً او رجلًا حيّاً او ميتاً على اشكال حرم عليه ام الغلام . . . و فى الرضاع و الفاعل الصغير اشكال . پيش از علّامه حلى تنها كسى كه در جانب فاعل مرد بودن را قيد كرده ، مهذب الدين نيلى در نزهه است كه مىگويد : اذا لاط الرجل بالصبى . . . و قبل از وى كسى قيد رجل را نياورده ، بلكه در خلاف ، انتصار ، موصليات ثالثه و ظاهر ناصريات ، فقه القرآن ، غنيه ، سرائر بر اين امر ، ادعاى اجماع شده است و نيز در تنقيح و جامع المقاصد و روضة ، همچنين در مسالك و تذكره ادعاى اجماع يا مانند آن ديده مىشود و در مفاتيح ، عدم خلاف را نقل كرده است . 3 ) تمسك به اجماع براى تعميم حكم نسبت به صغير بودن فاعل : بنابراين ، ممكن است كسى با توجه به اين ادعاهاى اجماع در مسأله ، احتياط وجوبى بكند ، ولى اين اجماع - بر فرض ثبوت - قطعاً اجماع متصل به زمان معصوم نيست و اين طور نيست كه از اول و در زمان معصوم « عليه السلام » اجماع بر لفظ مطلق همچون « من » وجود داشته باشد ، تا ما حكم را تعميم دهيم . و در موردى كه فاعل صغير باشد ، چون فردى است نادر و غير متعارف نمىتوانيم ادعا كنيم كه مورد اجماع نيز بوده است ، افراد نادر را ما نمىتوانيم متصل به زمان معصوم كنيم ، متعارفاً ، وقتى مىگويند « شخصى لواط كرده است » آنچه به ذهن مىآيد فرد متعارف است يعنى مردى اين كار را انجام داده است ، تفاوت بين تعبير « من » و « رجل » و اعم بودن اولى از دومى ، نياز به دقت و عنايتى خاص دارد .