السيد موسى الشبيري الزنجاني
2222
كتاب النكاح ( فارسى )
كيفرى داشته باشد ، در نتيجه مىگوييم كه زنا بايد در حال زندار بودن زانى صورت گيرد . ولى گاه گفته مىشود كه « مجتهد تخصّص فى الادب اولى فى التقليد من مجتهد لم يتخصّص فيه » ، در اينجا تناسب حكم و موضوع اقتضاء نمىكند كه درس ادبيات را حتماً در موقع اجتهاد خوانده باشد ، بلكه اگر قبل از اجتهاد و در دوران تحصيلش هم در ادبيات تخصص يافته باشد كه غالباً همچنين است ، حكم اولويت در تقليد بار مىشود ، در اينجا ، دربارهء كسى كه پيشتر در زمان غير اجتهاد ، متخصص در ادبيات شده ، تحقّق اجتهاد در حكم اولويت در تقليد مؤثر است ، در نتيجه لازم نيست ما زمان تخصص يافتن در ادبيات را همان زمان اجتهاد بگيريم . حال ببينيم در ما نحن فيه ، وقتى مىگوييم « رجل لعب بغلام » يا « رجل اوقب غلاماً » از كدام قسم است ، آيا مخصوص جايى است كه اين كار در حال رجوليت انجام گيرد ، يا در جايى كه اين عمل در حال صغر لائط هم انجام گيرد اين حكم جارى است ؟ به نظر مىرسد كه مثال ما از قبيل قسم اوّل است ، يعنى بايد عمل لواط در حال كبر لائط صورت گيرد . زيرا اگر در زمان رجوليت اين عمل صورت نگرفته باشد ، ذكر قيد « رجل » لغو خواهد بود ؛ چون ما احتمال نمىدهيم كه اگر لواطى در حال صغير بودن لائط صورت گيرد ، با كبير شدن لائط ، حكم حرمت ابد مترتب شود ، يعنى قبل از كبير شدن اين حكم نباشد ، و پس از كبير شدن ، لواط سابق منشأ حرمت ابد گردد ، پس قيد « رجل » كه در سؤال سائل اخذ شده « 1 » از اين جهت است كه سؤال از خصوص صورتى است كه
--> ( 1 ) ان قلت : شايد ذكر كلمه « رجل » در سؤال سائل به اين جهت است كه شخص فعلًا مىخواهد ازدواج كند و سؤال از حكم جواز فعلى ازدواج و عدم جواز آن مىباشد . قلت : موضوع سؤال خصوص ازدواج فعلى شخص نيست چون در روايات اين طور آورده كه اگر رجلى با غلام لواط كند مادر و خواهر و دختر ملوط بر او حرام است ، از ذكر كلمه « دختر » معلوم مىشود كه مفروض ازدواج فعلى با وى نيست ، چون احتمال بچهدار بودن غلام بسيار غير عرفى و دور از اذهان مردم است ، بلكه در مثالهاى متعارف ، غلام دختر ندارد ، بلكه بايد بزرگ شود و ازدواج كند و بعد دختردار شود و سپس دختر هم بزرگ شود ( چون ازدواج با صغيره غير متعارف است ) تا مرد بخواهد با او ازدواج كند . پس ذكر قيد « رجل » نمىتواند به خاطر قصد فعلى ازدواج لائط باشد .