السيد موسى الشبيري الزنجاني
2203
كتاب النكاح ( فارسى )
24 / 7 / 1379 يكشنبه درس شمارهء ( 243 ) كتاب النكاح / سال سوم بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : بحث در اين فرع بود كه اگر كسى با زنى كه در عده است زنا كند و نداند كه عدهء او عدهء طلاق ثالث است يا خير ، آيا مىتوانيم با استصحاب عدم كون الطلاق طلاقاً ثالثاً و مانند آن ، رجعى بودن طلاق را اثبات كنيم ؟ در جلسهء گذشته ، اقسام استصحاب كلى و بحث اصل مثبت به اختصار مورد بحث قرار گرفت . در اين جلسه ، ضمن تكميل بحث گذشته ، جريان استصحاب موضوعى و حكمى در ما نحن فيه را بررسى مىكنيم و سپس فرع ديگرى را مطرح مىكنيم كه دوران عده بين عدهء طلاق خلع و عدهء طلاق عادى است و در پايان ، مسأله ايقاب الغلام را مطرح كرده و به ذكر اقوال علماء مىپردازيم و بررسى ادله آن و فروع آن را به جلسات بعد واگذار مىكنيم . - ان شاء اللَّه * * * الف ) : بحث در يكى از فروع زنا به معتدهء رجعيه بود ، اگر معتده بودن مزنى بها معلوم بالاجمال باشد ولى مردد باشد بين اينكه عدهء او طلاق ثالث است كه بائن باشد يا طلاق غير ثالث تا عدهء او عدهء رجعى باشد و در نتيجه ، زنا با معتدهء رجعيه صورت گرفته و موجب حرمت ابد مىشود . در اين فرع آيا ، مىتوانيم استصحاب عدم كون الطلاق طلاقاً ثالثاً را جارى كنيم ؟ به تناسب ، در جلسهء گذشته ، خلاصهاى از بحث اصل مثبت و مستثنيات آن و اقسام استصحاب كلى را مطرح كرديم ، در اين جلسه ، نكتهاى در تكميل بحث گذشته مطرح كرده ، بحث استصحاب كلى و اصل