السيد موسى الشبيري الزنجاني
2204
كتاب النكاح ( فارسى )
مثبت را بر فرع محل بحث تطبيق مىكنيم . شيخ انصارى « ره » در تنبيه اول از تنبيهات استصحاب ، ضمن بحث استصحاب مىفرمايد : برخى موارد استصحاب به حسب حكم عقل و دقت عقلى از موارد استصحاب كلى قسم ثالث مىباشد ولى با ديد عرف ، داخل قسم اول است . يعنى اگر با دقت عقلى بسنجيم فرد سابق زائل شده و احتمال بقاء فرد اول در كار نيست و اگر كلى موجود باشد در ضمن فرد ديگرى موجود است ، ولى اگر با ديد عرفى بنگريم عرف ، وجود كلى را ادامهء همان وجود سابق مىبيند و مىگويد همان فرد باقى است . به بيانى ديگر ، گاهى عقل مشخصات فرد سابق و فرد باقى را مفرد مىبيند ولى به ديد عرفى ، اين مشخصات از حالات فرد است و اگر كلى باقى باشد عرف مىگويد همان فرد باقى است نه مماثل آن و چون معيار در اتحاد قضيهء متيقنه و مشكوكه نظر عرف است نه چنين مواردى ، حكم استصحاب قسم اول را خواهد داشت كه اگر اثر شرعى بر فرد متربت بود استصحاب فرد جارى مىكنيم و اگر كلى اثرى داشت ، استصحاب كلى را جارى مىكنيم « 1 » مثلًا ، جسمى كه سابقاً پررنگ بود ، الان شك داريم آيا رنگش سياه كمرنگ شده است يا به رنگ سفيد مبدّل شده است . در اينجا استصحاب سياهى جارى مىكنيم . ب ) جريان استصحاب در محل بحث : مرحوم آقاى خويى « ره » فرمودهاند : « انّ مقتضى اصالة عدم كون الطلاق طلاقاً ثالثاً هو الحكم بكون العدة رجعية فيجزى عليها حكماً » . گاهى ما با استصحاب عدم كون المرأة مطلقة بطلاق ثالث مىخواهيم رجعى بودن عدهء زن را اثبات كنيم تا احكام شرعى عدهء رجعى را بار كنيم و گاهى فقط مىخواهيم سه طلاقه بودن زن را نفى كنيم تا احكام شرعى سه طلاقه را نفى نماييم .
--> ( 1 ) استاد « مدّ ظلّه » : شنيدهام كه شيخ انصارى « ره » پس از بحثى كه با فاضل اردكانى داشته است اين قسمت اخير را به عنوان استدراك كلامشان آوردهاند .