السيد موسى الشبيري الزنجاني

2142

كتاب النكاح ( فارسى )

4 ) مناقشهء استاد - « مد ظله » - بر استدلال مرحوم آقاى خويى اولًا : به چه دليل علت تشريع وجوب استبراء تنها رفع اشتباه نطفه است تا بگوييم در اين فرض با وجود روايت « الولد للفراش » اشتباه مندفع مىشود و نيازى به استبراء نيست . بلكه علتهاى ديگر نيز متصور است كه در جلسه آينده ان شاء الله متعرض آن خواهيم شد . ثانيا : اشكال عمده اين است كه اگر شارع از باب ناچارى حكمى را براى مضطر - هر چند مكلف اختياراً خود را مضطر كرده باشد - جعل نمود ، اين دليل نمىشود كه او كار حرامى نكرده ، لذا حتى كسانى كه اطلاقات دليل « من ادرك ركعة » و دليل تيمم را شامل كسى كه اختياراً نماز را تأخير انداخته يا خود را فاقد الماء كرده ، مىدانند و وظيفهء او را خواندن نماز اداءً و يا با تيمم مىدانند ، ولى تأخير نماز يا ريختن آب وضو و غسل را تجويز نمىكنند و آن را حرام مىدانند در اينجا نيز وقتى ما دانستيم كه مشتبه شدن نطفهء فرزند ثبوتاً مبغوض شارع است ، هر چند اثباتاً تكليف او به دليل روايت « الولد للفراش » مشخص شود ، لكن اين ، دليل نمىشود كه شخص بتواند عمداً و با اختيار بدون استبراء ، به دليل وجود روايت مذكور و رفع مشكل اثباتى اقدام به ازدواج كند و باعث اشتباه نطفه گردد . پس وجود اين روايت منافاتى با حرمت ازدواج بدون استبراء ندارد و وجهى براى رفع يد از ظهور روايات معتبر دال بر لزوم استبراء نخواهد بود . « * و السلام * »