السيد موسى الشبيري الزنجاني

1947

كتاب النكاح ( فارسى )

3 ) ذكر نكته‌اى براى ايضاح محل بحث : مباحثى كه در اين قسمت مطرح شده ، بر اساس اين مبنا است كه احكام فراش و اينكه گفته‌اند « الولد للفراش » در موارد شبهه ، مثل ما نحن فيه هم جارى است . در روايات متعددى تعبير شده « الولد للفراش و للعاهر الحجر » و در بعض روايات هم تعبير شده « و للعاهر الاثلب » كه البته معناى اين روايات مورد بحث قرار گرفته است كه آيا معناى « للعاهر الحجر » اين است كه زانيه بايد سنگسار شود و لذا قهراً اختصاص به ذات بعل پيدا كند ، يا اينكه مراد از عاهر ، مرد زانى يا زن زانيه است با اين قيد كه محصن و محصنه باشند و حكم شده كه اينها بايد سنگسار شوند ، يا اينكه بگوييم حجر از باب مثال ذكر شده و لذا حكم را توسعه بدهيم يا تازيانه ، يا اينكه بگوييم حجر ، اصلًا اشاره به مجازات ندارد ، بلكه كنايه از بىارزش بودن است ، يعنى عاهر ، چيزى جز خيبت و خسران به دست نمىآورد ، فقط سنگ و خاك نصيب او مىشود . اثلب هم به همين معنا است . در مورد معناى فراش ، در لغت و نيز در كلمات علماء فراش بر زوجه يا زوج اطلاق شده است . در روايات هم در يك مورد ، در كلام پيغمبر صلى الله عليه و آله اين استعمال به كار رفته است . گفته‌اند : همانطور كه در قرآن بر زوجين ، لباس اطلاق شده ، در سنت هم فراش اطلاق شده است و بستر يكديگر ، فرض شده‌اند . ولى اين معنا جاى تأمل دارد . ما روايات را كه بررسى كرديم به غير از يك مورد ، در همه جا فراش در همان معناى بستر استقبال شده است ، مثلا وقتى گفته مىشود : فراش زوجش حلال مىشود ، يعنى بستر زوجش حلال مىشود و كنايه از حلال شدن مباشرت و استمتاع است . لذا در اينجا هم مىتوان گفت : « الولد للفراش » به معناى اين است كه ولد متعلق به بستر است ، يعنى متعلق به صاحب بستر است ، و اين تعبير اشاره دارد به اينكه زانى ، هر چند بسترى هم داشته باشد ولى چون زنا جنبه استثنايى دارد ، لذا در مورد زانى نمىتوان صاحب بستر تعبير كرد و اين تعبير فقط در مورد زوج و مانند