السيد موسى الشبيري الزنجاني

1940

كتاب النكاح ( فارسى )

مىدهد ، و شرط را اعم از وجود واقعى و وجود ظاهرى آن ، قرار مىدهد و لذا با استصحاب طهارت شرط صلاة ( طهارت اعم از واقعى و ظاهرى ) واقعاً محقق شده است و لو بعد از صلاة كشف شود كه طهارت واقعى نبوده است . ولى چون طهارت ظاهرى استصحابى واقعاً وجود داشته است براى اجزاء و اسقاط امر كافى است . همچنانكه اگر شما نذر بكنيد ، تا زمانى كه فرزندتان واقعاً يا ظاهراً زنده است به فقير مشخص صدقه بدهيد ، اگر اطلاعى از حيات فرزند نداشتيد و استصحاباً حيات او ثابت بود ، موضوع نذر واقعاً محقق است و اداء آن واجب ، هر چند بعداً كشف شود كه او در قيد حيات نبوده است چون موضوع نذر اعم از حيات واقعى و ظاهرى است و با استصحاب اين موضوع اعم واقعاً محقق مىشود هر چند بعداً كشف خلاف شود . اين فرمايش مرحوم آخوند در باب اجزاء بوده است . نظير همين فرمايش را مىتوانيم در مسأله ما بگوييم ، زنى كه شوهرش از دنيا رفته و هنوز اطلاعى از فوت او ندارد ، عده او شروع نشده ، ليكن اگر مردى با او ازدواج كند اين زن حرام ابدى مىشود ، چون استصحاب ذات البعل بودن را دارد و اين استصحاب مىگويد كه همان حكمى كه موضوع ذات البعل داشت ، مستصحب الحيات نيز همان حكم را دارد . يعنى موضوع حرمت ابدى اعم از ازدواج با ذات البعل واقعى و ذات البعل استصحابى است . بنابراين ، موضوع حرمت ابدى در مورد ذات البعل استصحابى واقعاً محقق است و نتيجهء طبيعى آن حرمت ابدى است . بررسى فرمايش كاشف اللثام : اين فرمايش از دو جهت اشكال دارد : اشكال صغروى : اين بيان اخص از مدعى است ، چون مخصوص صورتى است كه حيات شوهرش مشكوك باشد و موارد غفلت و جهل مركب را شامل نمىشود و موضوع بحث ما آنجايى است كه بخاطر بىاطلاعى از فوت شوهرش ، عده‌اش شروع نشده ،