السيد موسى الشبيري الزنجاني
1956
كتاب النكاح ( فارسى )
گرچه در وسائل « قال » تكرار شده ، يعنى أبو العباس مىگويد كه امام عليه السلام فرمودند : « اذا جاءت . . . » ولى در تهذيب يك قال بيشتر ندارد ، معلوم مىشود فتواى أبو العباس است نه روايت ، از اين رو نمىشود به آن اعتماد كرد . نقول : وافى هم همينطور نقل كرده ، در نسخههاى بسيار معتبر تهذيب هم كه نزد فيض بوده و ما مقابله كرديم نيز قال تكرار نشده است . 2 ) نظر استاد « مدّ ظلّه » : با توجه به اينكه ما مبناى انسداد خاص را در باب حجيت روايات تمام مىدانيم ، وقتى روايتى به طريق غير معتبر به دست ما رسيد و فتواى يك راوى ثقه و قريب العهد و متصل به زمان معصوم ، عين متن آن روايت باشد ، مىتوان نتيجه گرفت كه آن روايت به طريق معتبر به دست او رسيده ، و يا اينكه همان طريقى كه اعتبار آن براى ما ثابت نيست براى او محرز بوده است . و خلاصه اسناد اين عبارت به معصوم نزد او ثابت شده است ، نه اينكه از ملاحظه مطلقات و مقيدات و تعابير مختلف اجتهاداً به اين عبارت فتوى داده باشد ، زيرا نوعاً بايد با تعبير امام عليه السلام اختلافى و لو اندك داشته باشد . بنابراين اگر چنين رواتى طريقى را معتبر بدانند و به آن اعتماد كنند ، خلافش هم ثابت نشده باشد بايد به آن اخذ كرد . اشكال مرحوم آقاى خويى هم ( كه چون اينها اصالة العداله اى بودهاند اعتماد به آنها قابل اخذ نيست ) وارد نيست ، چون تنها افراد شاذى كه سليقههاى استثنايى خاصى دارند ممكن است اصالة العدالهاى باشند ولى امثال أبو العباس اينطور نبودهاند كه فوراً اعتماد كنند و فتوى بدهند . خلاصه : به آنهايى كه به جلالت از آنها اسم برده شده از اين ناحيه اشكالى نيست و روايت سنداً قابل اخذ است . سؤال : آيا در همه جا ، فتواى روايت قريب العهد ، به عنوان مضمون روايت قابل