السيد موسى الشبيري الزنجاني
1482
كتاب النكاح ( فارسى )
كردهايد و بيش از اين لازم نيست و مرحوم آقاى خويى از اين مطلب جوابى ندادهاند ولى به نظر ما در اينجا چون مراتب ديگر امر به معروف و نهى از منكر همچون كتك زدن و . . . تالى فاسدهايى در اكثر موارد دارد و لذا مواردى كه وظيفه به زدن هم برسد استثناء است چون گاهى خود زدن منكر بيشترى ايجاد مىكند لذا آيه شريفه سادهترين و عملى ترين راه را كه هيچ تالى فاسدى هم به دنبال نداشته باشد بيان نموده كه همان ارشاد و موعظه باشد و لذا از اين آيه نمىتوان استفاده نمود كه اگر زن بيش از حد متعارف كه زايد بر حق اوست نياز به مباشرت داشته باشد وظيفه شوهر انجام آن است . خلاصه ، ظاهر آيه شريفه به ضميمه روايات مفسره بيش از اين نيست كه در امر به معروف و نهى از منكر بعضى از افراد براى انسان اولويت دارند چون انسان نمىتواند تمام وقت خود را براى تمام مردم بگذارد لذا عيال و نزديكان در درجهء اول اهميت هستند همانطورى كه پيامبر هم اول مأمور به انذار اقرباء خود بود و از اين آيه بيش از همان تكليف عام امر به معروف و نهى از منكر استفاده نمىشود . 5 ) نظر استاد رحمه الله : به نظر مىرسد آن چهار ماهى كه در روايت ذكر شده است ، مفهوم ندارد چون موضوع آن در مورد شخص مصيبت زدهاى است كه قصد اضرار به زن هم نداشته ولى چون اين مشكل را داشت ، حضرت مىفرمايند ، اين شخص حد اكثر تأخيرى كه مىتواند در مباشرت بيندازد ، چهار ماه است ولى از اين استفاده نمىشود كه همه افراد مىتوانند تا چهار ماه ضرر به زن بزنند و تأخير بيندازند بدون هيچ دليل موجهى و به زن نيازمند ضرر وارد كنند ( در روايت كلمه اضرار آمده است ) چون شارع مصالح و مفاسد را بر روى هم ملاحظه نموده است از طرفى حيثيت مرد و مشكلات او و در فرض سؤال وارد شدن مصيبت به او و از طرف ديگر ، نياز زن ملاحظه شده ، لذا گفته است حد اكثر تا 4 ماه مىتوان تأخير بيندازد . ولى از اين استفاده نمىشود كه شخص ديگرى كه تأخيرش بدون دليلى موجب اضرار است و