السيد موسى الشبيري الزنجاني

1466

كتاب النكاح ( فارسى )

ليس عندك » باشد و به معناى در اختيار بودن و كفايه از ازدواج باشد ، غيبت و حضور فرقى ندارند و مردى كه با زن شابه ازدواج كرده عنده المرأة الشابة به او صدق مىكند و غياب مرد يا زن باعث از بين رفتن اين حق نخواهد شد و لازم است كه اين حق استيفاء شده و به تأخير نيافتد . و اگر مراد از « عنده » در روايت حاضر بودن زن نزد مرد باشد بين غيبت زن و مرد فرقى نخواهد بود ؛ زيرا چه مرد غايب باشد يا زن ديگر « الرجل عنده المرأة الشابة » صدق نمىكند و اين حق از بين رفته و در هر حال تفضيل بين غيبت مرد و زن وجهى نخواهد داشت . مرحوم آقاى خوئى مىفرمايند بين غيبت مرد و زن فرق است ، زيرا اگر مراد از « عنده » در روايت ازدواج باشد اين حق براى زوجه ثابت است و اگر مرد غايب شد بايد و لو به مسافرت هم برود اين حق را ادا كند ، ولى اگر خود زن غايب شود اين به معناى اسقاط حق از طرف زوجه خواهد بود . اين فرمايش آقاى خوئى با ظاهر كلام سيّد يك نحوه مخالفتى دارد ؛ زيرا سيّد مىخواهد رضايت و اشتراط حين العقد و غيبت زوجه را در مقابل هم قرار دهد نه آنكه غيبت زن نشانهء رضايت و انصراف از حق خودش باشد ، مگر آنكه بگوييم مسافرت و غيبت اختيارى زن سقط حق او بوده و اگر چه بعداً راضى به اين اسقاط حق نباشد ديگر حق او بر نمىگردد همانند اشتراط حين العقد كه اگر در حين عقد چنين شرطى شد بعداً رضايت زن شرط نخواهد بود . 3 ) كلام استاد - مدّ ظله - در مسأله حال بايد ببينيم كه در خارج چنين مسأله‌اى غيبت اختيارى و اسقاط حق هست كه اگر زن با اجازهء مرد يا بدون اجازه به مسافرت رفت ملازمه داشته باشيم يا اينكه از حق خود منصرف شده و آن را اسقاط كرده باشد يا خير . به نظر مىرسد كه هيچ ملازمه‌اى بين مسافرت اختيارى زن و اسقاط حق خود نيست ، خواه مسافرت با اجازه شوهر صورت گرفته باشد ، يا زن از سر عصيان به