السيد موسى الشبيري الزنجاني
1453
كتاب النكاح ( فارسى )
چهار ماه مباشرت با زن را در اين مدت ترك كند ، چنانچه پس از تحقق عنديت مسافرت هم بكند حكم لزوم مباشرت ثابت است ، يعنى عنديت تكوينى حدوثى در ثبوت حكم مطلق به لزوم كفايت مىكند . معناى سوم : مضيقتر از معناى قبل كه ثبوت لزوم در هر زمان مشروط به تحقق عنديت تكوين درهمان زمان است ، بنابراين اگر مرد در حضر باشد نمىتواند مباشرت را ترك كند ، ولى اگر مرد تمام چهار ماه يا زمان اخير آن را در سفر باشد و بدين جهت مباشرت را ترك كند اشكالى ندارد . 4 ) تقويت وجه لزوم قيد " حضر " در حكم به وجوب مباشرت و نقد آن ممكن است براى اثبات عدم لزوم مباشرت در فرض سفر ، و اشتراط قيد " حاضر بودن " اين گونه استدلال كرد كه چون محتملات كلمه " عنده " مختلف است و اين واژه ظهورى در يكى از اين معانى ندارد ، قدر متيقن از لزوم مباشرت ، در جائى است كه زن حدوثاً و بقاء نزد شوهر باشد ، در غير اين صورت بايد به اصل اول ( اصالة البراءة ) تمسك نموده حكم به عدم لزوم كرد . ولى به نظر مىرسد كه اگر مراد سائل از كلمه " عنده " خصوص معناى سوم هم باشد ، با عنايت به ادله نفى ضرر نوعى و نفى حرج نوعى مىتواند حكم به وجوب مباشرت كرد و همچنانكه با عنايت به اين ادله ما قيد " شابه بودن " زن را ملغى دانستيم و حكم را به غير شابه هم سرايت داديم ، مىتوان حكم را توسعه داده بگوئيم كه كسى كه زن گرفته نمىتواند بدون ضرورت او را رها كند و مثلًا يك سال به مسافرت رود زيرا اين امر بالاترين حرج نوعى را همراه داشته و ادله نفى حرج آن را نفى مىكند . البته برخى فروض مسأله از اين حكم خارج هستند ، و آن جائى است كه طرفين عقد به حسب نوع توطين نفس بر ترك مباشرت كردهاند و آن در جائى است كه زن عقد بسته است و هنوز به خانه شوهر نرفته كه چون نوعاً مباشرت در اين ايام صورت