السيد موسى الشبيري الزنجاني

1428

كتاب النكاح ( فارسى )

شوهر يقين داشته چنين امرى رخ نمىدهد پس از اين جهت گناهى ندارد . بنابراين اگر گناه داشته باشد بايد به جهت حرمت ذاتى آن باشد . ان قلت : مرد كه يقين داشت ، زن به زنا نمىافتد ، پس چگونه گناه زنا در نامهء عملى نوشته مىشود ؟ قلت : براى تنجز محرمات و استحقاق عقاب بر آنها ، وصول اصل حكم كافى است و لازم نيست ، شخصى كه مرتكب مىشود ، مرتبه عقاب نيز به او و اصل شده باشد . همين كه بداند اين كار حرام است مع ذلك مرتكب شود ، مستحق عقاب آن خواهد بود و لو اطلاعى از شدت عقاب نداشته باشد . هر چند اگر اطلاع از شدت عقاب داشت ، مرتكب نمىشد . و در ما نحن فيه نيز ، اگر اصل ترك مباشرت حرام باشد و خبر آن به مرد برسد ، براى تنجيز حكم و استحقاق عقاب كافى است ، پس هر چند نداند كه اين ترك مباشرت ، مفاسد زيادى را به دنبال خود دارد و سبب وقوع در زنا مىگردد ، وصول اصل حكم مصحح عقاب شديد است . و لذا به حسب اين روايت ، در نامه اعمال مرد ، گناه زناى همسرش نوشته مىشود . در حالى كه يقين داشته ، كه همسرش به چنين منجلابى گرفتار نمىشود . و به همين جهت است كه « من سن سنة سيئة كان عليه وزرها و وزر من عمل بها » « 1 » هر چند اصلًا متوجه نبوده كه ممكن است ديگران دنبال اين كار زشت را بگيرند و با اين كار جامعه‌اى به فساد كشيده شود . پس اگر سنت سيئه‌اى را پىريزى كرد ، وزر كامل پيروان و مرتكبين بعدى ، در نامه عمل پيشوا و بنيانگذار سنت سيئه نوشته مىشود . هر چند بدعت‌گذار نداند و حتى احتمال ندهد كه چنين عواقب وخيمى در پيش است . خلاصه صرف منجز شدن حرام اول براى صحت عقاب شديد كافى است . در روز قيامت مىتوانند به او بگويند ؛ چرا گوش به حرف من ندادى و نهى من رادع تو نشد ؟ ! اگر اين عمل را ترك مىكردى ، هيچ يك از اين مفاسد عظيم بوجود نمىآمد .

--> ( 1 ) - بحار الانوار 2 / 24