السيد موسى الشبيري الزنجاني
1088
كتاب النكاح ( فارسى )
آن اراده نمود . در مشترك معنوى بايد يك معناى جامع عرفى كه شامل هر دو مورد باشد و تعدى از دو مورد نيز نكند ، وجود داشته باشد ولى در اينجا چنين جامع عرفى قابل تصور نيست . لذا فقط بر تقريب اول استدلال تمام خواهد شد همانگونه كه صاحب مجمع البيان نيز مشى نموده است . اما اين استدلال بر مبناى سيد مرتضى تمام خواهد بود و ما كه مبناى ايشان را نپذيرفتهايم ، استدلال مشكل خواهد شد . تقريب سوم : ممكن است ما بدون آنكه مبناى سيد مرتضى را بپذيريم ، نيز بتوانيم استدلال به آيه را تمام نماييم . بدين بيان كه انّى اگر به معناى ايْن باشد دلالت آيه بر جواز وطى در دبر دلالت وضعى و بالعموم خواهد بود يعنى هر جا را خواستيد مانعى نيست . اما اگر به معناى كيف باشد بازهم ممكن است دلالت آن را بر جواز وضعى دانست چون به معنى هر جور و هر نحو خواهد بود . « هر جور » معناى عامى است و مىتواند هم نظر يهود را تخطئه كند كه دخول در قُبل را از طرف دُبر حرام مىدانستند و هم هر دو نحو از تمتّع ، قُبلًا و دُبراً را جايز بداند چون كيف معناى جامعى است كه تمام اينها را شامل مىشود . پس در هر حال و به هر معنى از معانى باشد ، جواز استفاده مىشود . بدون اينكه نيازى باشد به دنبال جامع عرفى ميان دو معنى باشيم و مبناى سيد مرتضى در مشترك لفظى را بپذيريم . تذكر : سيد مرتضى مىفرمايد : اما من ادعى ان المراد بذلك اباحة وطى المرأة من جهة دبرها فى قبلها بخلاف ما تكرهه اليهود من ذلك فهو تخصيص لظاهر القرآن به غير دليل و الظاهر متناول لما قالوه و لما قلناه « 1 » 3 ) خلاصه اشكال مرحوم آقاى حكيم ( ره ) و جواب استاد - مدّ ظلّه - در جلسات قبل در مورد اينكه انّى به معناى ايْن باشد اشكالى از مرحوم آقاى حكيم « ره » مطرح كرديم و آن را وارد دانستيم كه ملخص اشكال اين بود كه ظهور اين
--> ( 1 ) انتصار - 126 .