السيد موسى الشبيري الزنجاني

1077

كتاب النكاح ( فارسى )

معناى اسم مكان رجحان دارد . وجه چهارم : شأن نزول آيهء شريفه نيز چنين اقتضا دارد كه مراد از « محيض » اسم مكان باشد ، زيرا آيهء شريفه در ردّ يهود كه در هنگام حيض به طور كلى از زنان كناره‌گيرى و اعتزال مىنمودند ، نازل شده است و درصدد القاى اين نكته است كه اعتزال كلى نادرست مىباشد و بايد حدّى براى آن در نظر گرفت . اين امر با معناى اسم مكانى براى محيض سازگار است . 2 ) بررسى استدلال مرحوم محقق ( قدس سرّه ) توسّط استاد - مدّ ظلّه - وجوه ياد شده از استدلال مذكور از ديدگاه ما قابل تأمّل است : پاسخ وجه اول : ايشان مىفرمايند « در دوران بين كاربرد قياسى و كاربرد سماعى ، كاربرد قياسى مقدم است . » كلام ايشان را به دو گونه مىتوان تفسير كرد : تقريب اول : بگوييم اگر لفظى استعمال شده و نمىدانيم در چه معنايى استعمال شده است ؟ تا زمانى كه استعمال آن كلمه در معناى سماعى ثابت نشده است ، بايد لفظ را به معنائى حمل كنيم كه استعمال لفظ در آن معنى قياسى است . بعبارت ديگر ، در معانى قياسى ، مطابق قياس بودن ، مصحح استعمال لفظ در آن معنى است و نياز نداريم كه از خارج اثبات كنيم كه اين لفظ در اين معنى استعمال هم مىشود ولى در معانى سماعى در صورتى استعمال لفظ در اين معنى صحيح است كه اهل لسان ، لفظ را در آن معنى استعمال كرده باشند و اگر چنين استعمالى ثابت نباشد نمىتوانيم لفظ را به معناى سماعى آن حمل كنيم . بنابراين اگر لفظى استعمال شده و معنائى دارد كه استعمال اين لفظ در آن معنا سماعى است و معنائى دارد كه لفظ مىتواند به طور قياسى در آن معنى استعمال شود تا زمانى كه ثابت نشده كه لفظ در اين معناى سماعى به كار برده مىشود ، بايد لفظ را به معناى قياسى آن حمل كنيم . نقد استاد مدّ ظلّه : اين فرمايش اگر كبروياً تمام هم باشد با محلّ بحث ما - صغروياً -