السيد موسى الشبيري الزنجاني

1060

كتاب النكاح ( فارسى )

5 ) نظر استاد - مدّ ظلّه - در مسأله آنچه ذوق فقهى در اين مسأله اقتضا مىكند اين است كه اگر اعضاى بدن از يكديگر تشخيص داده شود ظاهراً نگاه حرام است ، هر چند رنگ اعضا به جهت تاريكى يا دورى يا جهت ديگر مشخص نباشند ، مرحوم سيد در بحث تخلّى فرموده‌اند كه اگر رنگ عورت ديده نشود اشكالى ندارد ، ولى به نظر مىرسد كه اگر كسى در تاريكى مكشوف العورة باشد كه اعضاى بدن از يكديگر تمييز داده شود ، اشكال دارد هر چند رنگ و خصوصيات اعضا مشخص نباشد ، و انصرافى كه در فرض آينده خواهيم گفت ، در اين فرض نمىآيد . ولى اگر اعضا از يكديگر تمييز داده نشود ، مثلًا به جهت دورى تنها شبحى از زن ديده شود به نظر مىرسد كه ادلهء حرمت از اين صورت انصراف داشته باشد و لااقل عرف در شمول اطلاق نسبت به اين گونه موارد شك مىكند ، زيرا جهاتى كه در روايات به عنوان فلسفه و حكمت جعل حرمت نگاه ذكر شده كه تحريك نوعى و تهييج نوعى شهوات است در اين گونه موارد نيست ، خلاصه تناسبات حكم و موضوع در تضييق و توسعه عناوينى كه در موضوع حكم قرار گرفته‌اند ، دخيل است و در اينجا لااقل عرف ظهور ادله را در اطلاق نمىفهمد ، مقتضاى اصل عملى هم در اين گونه موارد برائت است ، اين انصراف در جايى كه پاره‌اى از خصوصيات زن كه در تحريك نوعى دخالت دارند ، همچون چاقى و لاغرى مشخص باشد و اعضا از هم تشخيص داده شود ، جارى نيست ، هر چند رنگ اعضا مشخص نباشد ، چون در اين موارد هم مرتبه‌اى از تحريم و تهييج شهوى را داراست و با اطلاقات حكم به تحريم مىگردد . و در اينجا فرقى نيست كه با نگاه زن يا مرد بودن طرف مقابل روشن شود يا خير ؟ زيرا گاه زنها چنان لباس و قيافه‌اى براى خود درست مىكنند كه اگر انسان از قبل نداند نميتواند تشخيص دهد كه طرف مقابل زن است ، به نظر مىرسد كه