السيد موسى الشبيري الزنجاني
1132
كتاب النكاح ( فارسى )
است و سپس از آن نتيجه گرفته شود كه براى تحصيل ولد به سراغ وى برويد . در اين صورت ، استنتاج مذكور در آيه با مقدّمهء آن همخوانى و تناسب نخواهد داشت . وقتى مىگوئيم زن ، مكان كاشتن بذر است ، پس سراغ او برويد . يعنى براى توليد مثل سراغ او برويد ، بنابراين با توجه به معناى « حرث » و مقدمه قرار گرفتن آن براى « فَأْتُوا » ، معناى آيه اين است كه براى توليد نسل در قُبل مباشرت كنيد و ربطى به جواز يا حرمت وطى در دبر ندارد . بر اين اساس ، مفهوم صحيحهء معمّر بن خلّاد نيز روشن مىشود : روايت مزبور به صراحت بيان داشته كه مراد اين آيه تمتّع براى تحصيل ولد است و از سوى ديگر نظر يهود كه حدود خاصى براى اين تمتّع منظور داشته بودند ، رد شده و بيان شده كه وطى در قبل از طرف خلف جايز است و هيچ گونه قيد و شرطى براى تمتع از فرج پذيرفته نشده است . به هر حال ظاهر روايت معمّر ، ردّ اهل مدينه و بيان حرمت وطى در دبر است . در بارهء نحوهء جمع بين اين روايت كه ممكن است از آن حرمت استظهار شود با روايات مجوّزه ، راه حلهايى بيان شده كه دو راه حل ذيلًا مورد بررسى قرار مىگيرد : الف - راه جمع اول ( جمع شيخ طوسى « ره » ) يك راه جمع ميان آنها ، كه مرحوم شيخ طوسى ( قدس سرّه ) بيان فرموده ، آن است كه اساساً ميان اين روايت با روايات ديگر تنافى وجود ندارد . زيرا اين روايت درصدد تفسير آيهء شريفه و تبيين مراد آن است و آيه را در ردّ يهود دانسته است . اما نسبت به اين مسأله كه آيا وطى در دبر ثبوتاً جايز مىباشد يا نه ؟ ساكت است . از اين رو با اثبات جواز از روايات ديگر ، هيچ گونه تعارض و تنافى ميان اين روايت و آن احاديث ايجاد نمىگردد . نقد راه جمع اول : ولى چنين استظهارى از حديث معمّر بن خلّاد بسيار مستبعد مىنمايد . زيرا از صدر و ذيل روايت به روشنى معلوم است كه موضوع مورد بحث