السيد موسى الشبيري الزنجاني

1127

كتاب النكاح ( فارسى )

گفت كه يك روايت كه از امام عليه السلام صادر شده ، روايت ديگر را تقييد مىزند ولى در جايى كه هر دو در واقع يك روايت باشند و ندانيم كه « ما صدر » به نحو مطلق بوده يا مقيد ؟ قهراً نمىتوان روايت مقيد را قرينه براى روايت مطلق قرار داد بلكه گونه ديگر از بحث بايد طرح شود كه در آينده بدان اشاره خواهيم كرد . حال پس از ذكر اين مقدمه به بحث خود بازمىگرديم ، در اين بحث صحيحه به چهار طريق از ابن أبى يعفور نقل شده « 1 » كه از امام صادق عليه السلام از اين مسأله پرسش نمود و امام عليه السلام پاسخ داده‌اند ، در اين طرق تنها در يكى قيد « اذا رضيت » آمده و در ساير نقلها اين قيد نيامده ، البته تمام اين نقلهايى كه از اين قيد خالى است ، معتبر نيست ولى يكى از آنها معتبر است و دو نقل ديگرِ غير معتبر هم ، مؤيد آن است كه اين قيد در آنها نيست ، پس ثبوت اين قيد مشكوك بوده نمىتوان روايت ابن أبى يعفور را شاهد جمع دانست . نقل اول : نقل محمد بن حمران « 2 » از عبد الله بن أبى يعفور است ، كه متن سؤال ، اين است : « عن الرجل يأتى المرأة فى دبرها » ، اين نقل تنها نقلى است كه قيد « اذا رضيت » را دارد و در ذيل آن سؤال و جواب ديگرى در بارهء آيه « فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ أَمَرَكُمُ اللَّهُ » طرح شده كه در نقل معتبر دوم نيامده است . نقل دوم : نقل معتبر حماد بن عثمان از عبد الله بن أبى يعفور است كه قيد « اذا رضيت » در آن نيامده ، البته علت نيامدن اين قطعه هم مىتواند به جهت تقطيع در

--> ( 1 ) جامع احاديث الشيعة 20 : 216 / 680 و 217 / 682 و 684 و 218 / 689 ، ( باب 28 از ابواب مباشرة النساء ، احاديث 4 ، 6 ، 8 ، 13 . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) در مورد محمد بن حمران تذكر اين نكته مفيد است كه مرحوم آقاى خوئى با تكيه بر دليلى مراد از اين عنوان را محمد بن حمران نهدى مىداند كه صريحاً توثيق شده ، استاد - مدّ ظلّه - اين دليل را ناتمام دانسته و استظهار كردند كه مراد از محمد بن حمران ، محمد بن حمران بن اعين شيبانى برادرزادهء زراره است كه صريحاً توثيق نشده ولى قرائنى همچون اكثار روايت بزرگان از وى و روايت ابن أبى عمير و احمد بن محمد بن أبى نصر از وى بر وثاقت او دلالت مىكند .