السيد موسى الشبيري الزنجاني

1112

كتاب النكاح ( فارسى )

جاى اين كلمه « تفززت » « 1 » است . و در حاشيه از برخى نسخ : « تقززت » - با قاف - نقل كرده كه مىتواند صحيح باشد ، در صحاح آمده : « التقزز : التنطّس و التباعد من الدنس » بنابراين معناى عبارت اين مىشود كه من از اين كار پليد كناره گرفتم « 2 » ، و در نتيجه با خودم تعهد كردم كه اين كار را نكنم و همين امر منشأ سؤال شده است ، زيرا نفس گفتن « علىّ كذا » اين ترديد را ايجاد مىكند كه اين تعهد لازم الوفا است يا خير ؟ و از همين جهت در روايت تأكيد نشده كه حتماً بايد « لله على » گفته شود تا عمل به آن كار لازم گردد « 3 » . ثانياً : اگر نسخه « نذرت » هم صحيح باشد ، معلوم نيست كه مراد ، نذر مصطلح شرعى باشد كه كارى را براى خدا قرار داده باشد ، بلكه ممكن است به همان معناى لغوى نذر كه مطلق تعهد است ، باشد كه در نتيجه اثرى بر آن بار نمىشود « 4 » . ثالثاً : كراهت وطى در دبر چندان مسلم نيست ، بلكه سيد مرتضى دعواى اجماع بر عدم حرمت و عدم كراهت نموده - چنانچه گذشت - و ممكن است در

--> ( 1 ) ( توضيح بيشتر ) كلمه تفزّز از باب تفعل نيامده ، ولى استفزاز به معناى استخفاف آمده كه مىتواند معناى صحيحى در اين روايت داشته باشد ، يعنى من اين كار را پَست شمردم . ( 2 ) ( توضيح بيشتر ) واژه‌اى ديگر در اينجا محتمل مىنمايد كه در نسخ موجود ديده نشده ولى از جهت معنايى بسيار مناسب است ، شايد اين واژه « تقذرت » يا « قذرت » باشد ، در صحاح مىگويد : قَذِرْتُ الشيءَ بالكسر و تقذرته و استقذرته اذا كرهته ( 3 ) ( توضيح بيشتر ) در وسائل بابى را در آغاز كتاب النذر گشوده است با عنوان : « باب انه لا ينعقد النذر حتى يقول : لله على كذا و . . . » روايات چندى در ذيل آورده از جمله روايت منصور بن حازم عن أبى عبد الله عليه السلام : اذا قال الرجل : على المشى الى بيت الله . . . فليس بشىء حتى يقول لِلَّه علىّ المشي الى بيته ( وسائل 23 : 293 ) ( 4 ) ( توضيح بيشتر ) از روايات در كتاب النذر وسائل استفاده مىگردد كه در صدق نذر ، افزودن قيد « لله على » شرط نيست ، بلكه اين قيد شرط لزوم عمل است نه شرط اصل تحقق نذر است ، مثلًا در روايت أبى الصباح الكتانى آمده : سألت أبا عبد الله عليه السلام عن رجل قال : علىّ نذر قال ليس بشىء حتى يسمى لله صياماً أو صدقة . . . ( وسائل 23 : 293 و نيز 297 / 5 )