السيد موسى الشبيري الزنجاني
825
كتاب النكاح ( فارسى )
در اين بحث از سؤال سائلين بدست نمىآيد كه به دامن گرفتن دختر بچهء ششساله يا بوسيدن او در نظر مردم امر رايج و متعارفى بوده است ، صرف اينكه در مجلسى از مجالس ولاة ، دختر بچه را به دامن گرفته و مىبوسيدند ، دليل بر وجود سيره در بين عموم مردم نيست ، زيرا اطرافيان ولاة غالباً افراد فاسق و لا ابالى بودهاند و عمل چنين افرادى كه يا از روى فسق و لا اباليگرى و يا براى خوشامد والى انجام مىشده ، نمىتواند ملاك باشد . پس سيرهء زمان معصوم نيز در اين مسأله بر جواز ثابت نيست و سيرهء عصرى ديگر كه بر تسامح استوار بوده و يا مستند به فتوا بوده است ، نمىتواند كاشف از جواز باشد . ثالثاً : بايد ملاحظه كرد كه علماء در اين مسأله چه موضعى داشتهاند . نظر محدثين مرحوم كلينى ( ره ) كه كافى را براى عمل تدوين كرده و كتاب فتوائى او است ، بابى با عنوان « باب حدّ الجارية الصغيرة التى يجوز ان تقبّل » منعقد كرده است و روايات أبى احمد كاهلى و زراره را نقل كرده « 1 » كه نشانه آن است كه شش سالگى حدّ ممنوعيت است . صدوق در فقيه كه كتاب فتوائى او است ، بابى را با عنوان « باب الحدّ الذي اذا بلغه الصبيان لم يجز مباشرتهم و حملهم و وجب التفريق بينهم فى المضاجع » منعقد كرده و روايات غياث بن ابراهيم ، صحيحه كاهلى و بزنطى ، مرفوعه زكريا المؤمن را نقل كرده است « 2 » . از رواياتى كه نقل شده ، بدست مىآيد كه در مورد ابداء شعر ، حد بلوغ ملاك است ولى در ساير مواردى كه در عنوان باب آمده ، گويا تميز يا ده سالگى يا شش سالگى ملاك قرار گرفته است . شيخ در تهذيب در باب زيارات رواياتى نقل كرده و رواياتى را كه با مبناى ايشان مخالفت دارد ، توجيه نموده ، ولى روايت زراره را نقل كرده كه شش سالگى را ملاك
--> ( 1 ) كافى 5 : 533 . ( 2 ) فقيه 3 : 435 .