السيد موسى الشبيري الزنجاني
800
كتاب النكاح ( فارسى )
جهت باشد كه اصلًا تكليف ندارد ، بين جواز كشف و جواز نظر ملازمه نيست . مثال اول : صبيّه مميز و ديوانه تكليف ندارند و بر آنها ستر عورت واجب نيست ولى از جواز كشف نمىتوانيم نتيجه بگيريم كه ديگران هم مىتوانند به آنها نگاه كنند . همچنانكه خود ايشان در دو صفحه قبل ( صفحه 85 ) فرمودند كه نگاه به عورت بچههاى مميّز جايز نيست در حالى كه آنها مكلف نبوده و موظف به پوشش نيستند . مثال دوم : مرحوم آقاى خوئى ( ره ) در ذيل همين مسأله ( ص 89 ) مىفرمايند : بر صبى مميّز نظر عن شهوة حرام نيست ولى زنى كه مىبيند مميّزى عن شهوة به او نگاه مىكند ، بايد خود را بپوشاند . پس ، بين جواز كشف و جواز نظر ملازمه نيست . صورت دوم : اگر به عنوان ثانوى بر كسى جايز باشد كه خود را نپوشاند ، اين جواز ملازم با اين نيست كه ديگران نيز بتوانند نگاه كنند . مثال اول : زنى است كه به جهت شدّت جراحت نمىتواند موى خود را بپوشاند ، بر او پوشاندن مو واجب نيست ولى اين جهت مجوز نگاه كردن اشخاص ديگر نمىشود . مثال دوم : اگر به جهت دفع حرج يا ضرورت اجتماعى ، بر مردها پوشاندن بدن واجب نباشد ، نمىتوانيم نتيجه بگيريم كه پس زنها نيز مىتوانند به آنها نگاه كنند . البته در دو حالت نگاه كردن نيز جايز مىگردد ؛ حالت اول : اگر عنوان ثانوى در نگاه كردن نيز وجود داشته باشد . حالت دوم : در صورتى كه اختصاص تشريع جواز به يك طرف مستلزم لغويت باشد . اگر بر زن بيمار ، مراجعه به پزشك جايز باشد ، اگر به دليل اينكه معالجه متوقف بر نگاه كردن به اجنبيه است و هيچگونه اضطرارى هم در معالجه براى طبيب نيست ، بر پزشك معالجه جايز نباشد ، لغويت جواز مراجعه لازم مىآيد و مشكل مريض با جواز يك طرفه حلّ نمىشود ، در اين حالت نيز نگاه كردن بر دكتر