السيد موسى الشبيري الزنجاني

862

كتاب النكاح ( فارسى )

اين نمىرساند كه آنها خمار هم نداشته‌اند . در اين وجه اشكالى به نظر مىرسد كه قابل پاسخ مىباشد . اشكال اين وجه اين است كه در ذيل روايت سؤال ديگرى شده كه در آن تقنّع به معناى پوشاندن سر مىباشد ، در نتيجه نمىتوان صدر را به معناى ديگرى گرفت ، ذيل روايت اين است : و سألته عن أم الولد هل لها ان تكشف رأسها بين يدى الرجل قال تتقنع ، در اينجا سؤال اين است كه آيا ام ولد مىتواند سر باز در نزد رجال ظاهر شود ، حضرت مىفرمايد نه و بايد قناع داشته باشد ، چون شبهه در اين است كه ام ولد كه حالتى بين حريت و رقيت دارد ، حكم احرار را دارد كه نتواند سر باز ظاهر شود يا حكم اماء را دارد كه بتواند ، حضرت حكم احرار را براى ام ولد ثابت كرده‌اند ، در اينجا امر به تقنع مربوط به پوشش سر است و ربطى به پوشش صورت ندارد و اين مىرساند كه سؤال اول هم از قناع فقط مربوط به پوشش سر است . ولى چون اين ذيل را مرحوم كلينى و شيخ در تهذيبين در ذيل اين خبر نقل كرده و فقط مرحوم صدوق ( ره ) در عيون به عنوان ذيل خبر آورده‌اند و كلينى هم در جائى ديگر نقل كرده « 1 » ، بنابراين ، معلوم نيست كه اين جمله در اصل ، ذيل اين روايت بوده باشد ، بلكه ابن بزيع دو سؤال در دو مجلس از امام عليه السلام داشته و بعد اين دو سؤال در عيون كنار هم نقل شده ، در نتيجه الزام ندارد كه قناع در مسألهء جارى هم به همان معناى تقنّع در مورد ام ولد باشد . 4 ) بررسى وجه جمع دوم اين وجه دوم را ما نخست صحيح مىدانستيم ، ولى با تحقيق بيشتر به نظر رسيد كه سؤال از حكم قناع را نمىتوان چيزى غير از سؤال از ستر رأس دانست ، زيرا با تتبع در روايات در موارد استعمال قناع و مشتقات آن همچون تقنّع برمىآيد كه آنچه

--> ( 1 ) كافى 5 : 525 حديث 1 .