السيد موسى الشبيري الزنجاني
861
كتاب النكاح ( فارسى )
خود اين قطعهء روايت تمسك كرد ، ولى از ذيل روايت بر مىآيد كه مسألهء مملوك و مالكه در كار نيست و حكم در احرار هم ثابت است ، و از سوى ديگر اين قطعه جواب سؤال سائل است كه به طور مطلق از « قناع حرائر » پرسيده است و خصوصيتى در سؤال اخذ نشده ، در نتيجه تمام احتمالات مختلفى كه مطرح كرديم ، ملغى مىگردد ، و با عنايت به صدر و ذيل روايت اين گونه اشكالات دلالى مرتفع مىباشد . حال چگونه بايد روايت را با ساير روايات جمع كرد ؟ 3 ) جمع بين صحيحهء ابن بزيع و ساير روايات وجه اول : برخى روايت ابن بزيع را به نگاه غير عمدى حمل كردهاند و گفتهاند كه اين روايت متعرض اين مطلب است كه لازم نيست زنان در جائى كه معرض نگاه خصيان باشد ، قناع سر كنند كه تصادفاً نظر خصيان هم به آنها نيفتد . ولى اين وجه جمع بسيار مستبعد است ، ظاهر بسيار قوى كالنصّ روايت اين است كه بعد از ورود خصيان بر بنات أبى الحسن عليه السلام ، آنها قناع بر سر نمىكردهاند ، نه اينكه قبلًا قناع نداشتند و تا خصيان وارد مىشدند ، آنها سرشان را مىپوشاندند ، اين حمل بسيار بعيد بوده و نمىتوان به آن ملتزم شد . وجه دوم : تقنّع فقط به معناى پوشاندن سر نيست ، بلكه از عبارت لسان العرب استفاده مىشود كه قناع ، سر و محاسن را مىپوشانده ، در لسان العرب اين جمله را ذكر كرده كه « القى عن وجهه قناع الحياء » ، عكسى هم كه در منجد براى توضيح « مقنع » آورده دليل اين مىباشد كه قناع فقط سر را نمىپوشانده ، بلكه قسمتى از بالاى سر تا ابرو و قسمتى از پايين رو را هم مىپوشانده است . حال مىگوييم كه سؤال راوى از حكم قناع است نه حكم خمار ، يعنى آيا در مقابل خصيان قناع لازم است يا همان خمار تنها كافى است ، و حضرت هم در پاسخ مىفرمايند كه قناع لازم نيست چون خصيان بر دختران ابى الحسن عليه السلام وارد مىشدند و آنها قناع نداشتند ، ولى