السيد موسى الشبيري الزنجاني

859

كتاب النكاح ( فارسى )

روايت دوم : « صحيحهء يونس بن عمار و يونس بن يعقوب جميعاً عن أبى عبد الله عليه السلام قال لا يحل للمرأة ان ينظر عبدها الى شىء من جسدها الّا الى شعرها غير متعمد لذلك « 1 » » . برخى ، به خاطر قيد « غير متعمد ذلك » ، روايات مجوزه را به نظر اتفاقى حمل كرده‌اند . ولى اين مطلب صحيح نيست ، زيرا نظر غير از رؤيت است و نظر به معناى نگاه كردن است و مجرد ديدن تصادفى نيست ، و حمل نظر به رؤيت غير اختيارى ، حمل بر فرد غير عادى كلمه نظر است . و از سوى ديگر ، در اين روايت فقط نظر غير متعمدانه به مو را جايز دانسته ، در حالى كه اگر مراد از غير تعمّد ، نظر غير اختيارى باشد ، خصوصيتى در مو نيست و غير شعر هم همينطور است كه ديده شدن تصادفى آن حرام نيست . خلاصه ، مقسم در اين روايت نظر است كه اصلًا رؤيت تصادفى را شامل نمىشود ، و نظر اختيارى خود بر دو قسم است : قسم اول : انسان به مو بالاستقلال نگاه مىكند و خصوصيات مو را بررسى مىكند ، اين قسم تعمّد است و جايز نيست . قسم دوم : انسان به جهت كسب و كار و تدريس و تدرس و صحبت و كارهاى ديگر ، بالتبع به مو هم نگاه مىكند ، اين صورت غير تعمد است و نگاه جايز مىباشد « 2 » .

--> هم نمىتوان روايات او را معتبر دانست . ( 1 ) وسائل 20 : 223 شمارهء 25476 ، باب 124 از ابواب مقدمات النكاح ، ح 1 ، و جامع الاحاديث 20 : 295 شمارهء 965 ، باب 9 از « ابواب جملة من احكام الرجال و النساء الاجانب » ، ح 1 . ( 2 ) استاد مدّ ظلّه در اينجا به آيهء استيذان هم تمسك جستند با اين بيان كه از اين آيه ، جواز نظر ملوك در غير سه وقت مذكور در آيه ، استفاده مىشود ، ولى همانطور كه در جلسهء آينده تذكر مىفرمايند ، موضوع آيه « ما مَلَكَتْ أَيْمانُكُمْ » * است و « ما مَلَكَتْ أَيْمانُهُنَّ » نيست يعنى زن مالك عبد فرض نشده است كه به بحث نظر مملوك به مالكه مرتبط باشد . به هر حال ، چون در ميان فقهاء اختلافى نيست كه مملوك شوهر نمىتواند اختياراً به موى زن مالك خود نگاه كند ، از اين آيه فقط جواز نظر تصادفى و از روى لباس و پوشش استفاده مىگردد ، البته در سه وقت مذكور در آيه ، چون احتمال بىپوشش بودن زن بسيار زياد است ، ورود بدون استيذان مجاز دانسته نشده است ، بلكه ممكن است ورود در اين اوقات هر چند زن پوشش داشته باشد ، مجاز نباشد ، زيرا حالت خلوت زن خود بايد مستور باشد . در هر حال ، آيه استيذان به بحث جارى مرتبط نيست .