السيد موسى الشبيري الزنجاني
61
كتاب النكاح ( فارسى )
6 / 7 / 1377 دوشنبه درس شمارهء ( 9 ) كتاب النكاح / سال اول بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ خلاصهء درس قبل و اين جلسه : در جلسات قبل در بارهء اعراض سخن گفته ، اشكالات مرحوم ايروانى را به ادلهء سلب ملكيت از شىء اعراض شده ، نقل كرديم . در اين جلسه به بررسى اين اشكالات پرداخته ، سپس روايات خاصه را در مسأله طرح كرده ، موضوع روايت سكونى را به تالف عرفى دانسته ، تنها دلالت صحيحه حريز را بر جواز تملك شىء اعراض شده تمام مىدانيم كه بر خروج از ملك دلالت هم نمىكند ، در خاتمه به تفصيل صور مختلف اعراض و مشابهات آن را ذكر و احكام آنها را بيان مىكنيم و با نگاهى ديگر به بناء عقلاء خروج مال اعراض شده را از ملك مالك نتيجه مىگيريم ولى خواهيم ديد كه چنانچه مالك قبل از اين كه ديگرى مال را بگيرد و در آن تصرف معتنابهى بكند ، از اعراض خود برگردد ، مالكِ مال خواهد بود . * * * الف ) : : بررسى اشكالات مرحوم ايروانى ( ره ) به ادلهء سلب مالكيت از شىء اعراض شده 1 ) اشكال مرحوم ايروانى ( ره ) به وجه اوّل ( سيره متشرعه ) برخى گفتهاند كه بنابر سيره متشرعه وصى و قيم صغار خود را موظّف به جمعآورى پوست گردو و بادام و ساير امورى كه موصى و ميت از آنها اعراض كرده نمىدانند و اين را دليل بر سلب ملكيت از شىء اعراض شده دانستهاند . مرحوم ايروانى سه پاسخ از اين وجه دادهاند : اولًا نه دليل وصيت و قيمومت ، اين گونه موارد را مىگيرد نه دليل ملكيت . ثانياً : ممكن است ادله حرمت تصرف در ملك غير به وسيله سيره تخصيص خورده باشد يا بگوييم ذاتاً از اين موارد انصراف دارد .