السيد موسى الشبيري الزنجاني

136

كتاب النكاح ( فارسى )

البته اين اشكال وجود دارد كه علت تصريح به لنگ بستن و اختصاص آن به ذكر چيست ؟ در پاسخ مىگوييم : در روايت اول يونس بن يعقوب كه از اصل جواز نظر سؤال شده ، آمده است : « و ترقق له الثياب » ( / زن لباسهاى نازك بپوشد ) . از اين تعبير ممكن است كسى گمان برد كه در محدودهء از ناف تا زانو هم بتوان لباس نازك پوشيد ، در روايت دوم يونس بن يعقوب كه از كيفيت نگاه سؤال شده ، در پاسخ امام « عليه السلام » كلمهء « تحتجز » مىتواند تأكيدى باشد بر اين امر كه محدودهء فوق بايد كاملًا مستور باشد . ثانياً : از سيرهء قطعيهء متشرعه بر مىآيد كه نمىتوان تمام بدن را ( به جز محدودهء فوق ) عريان نمود ، هيچ‌گاه چنين امرى مرسوم نبوده كه زن را در هنگام تزويج لخت كرده ، تنها به لنگى اكتفا كنند ، اين سيره در فهم روايت و چگونگى استنباط حكم شرعى مؤثر است . 2 ) توضيحى دربارهء كلمه « ترقق له الثياب » : مرحوم آقاى خوئى - قدس سرّه - ترقيق ثياب را به معناى نازك كردن لباس نمىدانند بلكه آن را به كم كردن لباس تفسير كرده‌اند ، و در توضيح آن فرموده‌اند كه اولًا وجود لباسهاى بدن‌نما در زمان صدور روايت معلوم نيست ، و ثانياً : « ثياب » به صيغهء جمع با تفسير ما سازگار است ، و گرنه مناسب بود كه « ثوب » به لفظ مفرد به كار برده شود . ولى كلام از چند جهت ناتمام است : جهت اول : مفهوم ترقيق ثياب غير از مفهوم تقليل ثياب است . ترقيق ثياب به هيچ وجه به معناى كم‌كردن لباسها نيست . بلكه به معناى لباس نازك دربركردن است . جهت دوم : اگر لباسهاى بدن‌نما هم در زمان روايات نباشد ، اين امر اقتضاء نمىكند كه ترقيق ثياب را به گونهء فوق تفسير كنيم . چون لباسها به هر حال از جهت