مهدى لطفى

88

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

كمك حضرت على عليه السّلام براى تكميل « الغدير » حجة الاسلام شيخ آصفى از حجة الاسلام سيد محمد نورى كه در كتابخانه نجف اشرف ملازم علّامه امينى بود . نقل مىكند : علّامه امينى مىفرمود كه : در يك شب جمعه زائر حرم حضرت امير المؤمنين بودم مشغول زيارت و دعا بودم ، از خدا مىخواستم به خاطر حضرت امير عليه السّلام كتاب « درر السمطين » را كه در آن زمان كمياب بود و در تكميل مباحث كتاب الغدير به آن نياز داشتم براى من مهيا كند . در اين هنگام يك عرب دهاتى براى زيارت حضرت مشرف شد . از حضرت مىخواست كه حاجت او را برآورده كند ، گاوش را كه مريض بود شفا دهد . يك هفته گذشت كتاب را پيدا نكردم ، بعد از اين هفته دوباره براى زيارت مشرف شدم ، از حسن اتفاق در وقتى كه مشغول زيارت بودم ديدم همان مرد دهاتى به حرم مشرف شد . از حضرت تشكر مىكند . كه حاجت او را برآورده كرده . وقتى من كلام آن مرد را شنيدم محزون شدم چون ديدم امام حاجت او را برآورده كرده بود ، ولى حاجت مرا برآورده نكرده . خطاب به حضرت عرضه داشتم : جواب اين مرد را دادى و حاجتش را برآورده كردى ! اما من مدتى است متوسل مىشوم ، به خدا و شما را شفيع قرار مىدهم كه آن كتاب را براى من مهيا كنيد ولى آن كتاب مهيا نشده آيا من كتاب را براى خودم مىخواهم ؟ يا به خاطر