مهدى لطفى
25
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
فردا ، عامل ابو بكر ( خالد بن وليد ) به حمايت خليفه سر مالك ابن نويره را به تيغ مىزند ، و ناموس او را به كابين خود در مىآورد . « 1 » فردا روز غارت اموال مردم است ، فردا در نماز ، خليفه با خالد قرار ترور على عليه السّلام را دارد . « 2 » فردا ، براى اعتلاى دين اسلام و قرآن ، قرآن ناطق امير المؤمنين على عليه السّلام را با تيغ اجتهاد سر مىزنند . « 3 » فردا ، حسن بن على عليه السّلام از خنجر كينهتوزان در بستر درد مىنالد ، فردا سبط نبى با جگرهاى پارهپارهء خويش نجوا دارد . فردا ، سر حسين عليه السّلام در طشت طلا ، از خليفه ضربت عصا مىخورد ، فردا دخت پيامبر را هامونبههامون مىگردانند . خلاصه ، فردا ، فرداى خزان باغ نبى است ، فردا . فرداى آن كفن فروش بداخلاق ، و آن دلال چهارپا و آن بزار خودخواه بىمروت و خالدها و مروانها مىباشد ، فردا روز سلطهء شجرهء ملعونهء بنى اميّه و فرزندان طلقاست . فردا ، فرداى غربت دين پيامبر است . فردا و فرداهاى ديگر وليدها با حمايت اربابان خود ، مست و مخمور ، در نماز جماعت امامت كنند . « 4 » فردا ، خليفه ، زناكار ثقيف ( مغيرة بن شعبه ) را بر ناموس بصره مسلط مىكند فردا مغيرة ابن شعبهها پس از زنا با امثال ام جميل به
--> ( 1 ) - الغدير ج 7 / 106 ( 2 ) - الغدير ج 7 / 77 ( 3 ) - الغدير ج 3 / 190 - 191 ( 4 ) - الغدير ج 8 / 120