مهدى لطفى
26
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
محراب مسجد آمده و اظهار تقدس كنند . « 1 » فردا ، روز تلاش افسانهپردازان است . فردا ، معاويه روات را براى ساختن اكاذيب ، به كاخ خضرا فرا مىخواند . « 2 » فردا خليفه سوگند ياد مىكند كه نام پيامبر را هم دفن كند . « 3 » الغدير : جواب ياوهسرايان هواپرستى چون ابن تيميه و موسى جار اللّه و عبد اللّه قصيمى مىباشد ، كه شيعهاى را كه در توحيد خطبههاى توحيدى نهج البلاغه دارد ، و دعاى عرفه دارد ، تعليمات توحيدى امام صادق و امام باقر دارد ، و اعمال خود را بدون قصد قربت صحيح نمىداند ، و ذبيحه را بىذكر اسم خدا حلال نمىداند ، كافر معرفى مىكنند ؛ اين هواپرستان گويى از اعتقادات كفرآميز خود خبر ندارند ، كه خدا را هرسال به زيارت قبر احمد ابن حنبل مىآورند . « 4 » « الغدير » جواب آن اشخاص هواپرست و رياستطلب ، و بىفضلان مسمى به فضل مىباشد ، كه بعد از هزار و چهار صد سال دوباره قصد آتش زدن در خانهء رسالت را دارند . آتش اينها بر نوك قلم و سر زبانشان است ، كه از كينهاى باطن شعلهور شده است . اينان از بقاياى خوارج و نهروان مىباشند ، كه حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام فرمود : بقاياى اينها دزدان سر گردنه مىشوند . اينان دزدان اعتقاد و افكار مردم هستند كه با لباس دوست وارد ميدان شدهاند . الغدير . . . . . . .
--> ( 1 ) - الغدير ج 6 / 137 ( 2 ) - الغدير ج 11 / 73 ( 3 ) - الغدير ج 10 / 283 ( 4 ) - ج 5 الغدير ص 199 به نقل از مناقب احمد ص 607