مهدى لطفى

108

علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )

با يك منظرهء عجيبى روبرو شدم ديدم امينى به جاى امير المؤمنين ايستاده و مردم را سيراب مىكند و آنجا بود كه مقام امينى بر من آشكار شد . از خواب بيدار شدم از كردهء خود شرمنده شدم . از آن وقت تا حال هرروز براى علّامه امينى دعا و استغفار مىكنم . امير المؤمنين متكفل معاش ايشان مىشود 28 محرم الحرام ( 1421 ه ق ) خدمت يكى از مراجع تقليد در قم مشرف شدم و ايشان اين مطلب را برايم بيان فرمودند كه روزى مرحوم علّامه امينى به كربلا مشرف شده بودند . بعد از زيارت به منزل ما آمدند ، در ضمن صحبت ايشان فرمودند : روزى پولم تمام شده بود . چيزى در بساط نداشتم . حتى در خانه غذائى براى اهل و عيال نداشتم ، و دو روز بود غذائى در منزل نبود ، در فشار مالى و روحى سختى بودم . لذا به حرم امير المؤمنين مشرف شدم . و بعد از خواندن زيارت قرآن را باز نمودم و اين آيه را براى حضرت خواندم : « إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِينُ » . و به حضرت عرضه داشتم يا على من معنى اين آيه را نمىفهمم ، و از حرم خارج شدم . از صحن مطهر بيرون نرفته بودم كه پول بدستم آمد . و از آن‌وقت تا حال هيچ‌وقت بىپول نشده‌ام .