مهدى لطفى
107
علامه امينى جرعه نوش غدير ( به ضميمه جرعه هايى از الغدير ) ( فارسى )
سبقتكم الى الاسلام طرّا * على ما كان من فهمى و علمى فأوجب لى ولايته عليكم * رسول اللّه يوم غدير خمّ فويل ثم ويل ثم ويل * لمن يلقى إلاه غدا بظلمى امينى نائب امير المؤمنين در كوثر جناب دكتر محمد هادى امينى ، از يكى از مراجع تقليد « 1 » عصر حاضر نقل كردند ، كه روزى در نجف به خدمت علّامه امينى مشرف شدم ، در مجلس سخن در مورد يكى از علماى آن زمان به ميان آمد ، علّامه امينى به خاطر عملكرد او در يك موضوع ولائى كه حاكى از سستى و سهلانگارى او در اين مسئله بود ، يك انتقاد تندى از او نمود . ( امينى خودباختهء صاحب كوثر على بن ابى طالب بود و در اين وادى آنچه بر ايشان مهم بود فقط رضاى معشوق خود بود و رضاى هيچكس ديگرى بر ايشان مطرح نبود ) . من به خاطر اين انتقاد كدورتى در دلم نسبت به علّامه به وجود آمد . لذا بعد از آن ديگر پيش ايشان نرفتم ، و وقتى ايشان فوت كرد به تشييع جنازه و مراسم ختم اين خادم دربار علوى شرفياب نشدم . پس از رحلت ايشان شبى در عالم رؤيا ديدم كه عرصات محشر برپا شده ، تشنگى بر من غلبه كرده بود ، به سوى حوض كوثر رفتم تا از دست صاحب كوثر سيراب شوم . وقتى به آنجا رسيدم .
--> ( 1 ) - اين شخص الان زنده و از مراجع تقليد مىباشد .