الشيخ الأميني ( مترجم : همدانى )
61
سيرتنا وسنتنا ، سيرة نبينا وسنته ( راه و روش ما راه و روش پيامبر ( ص ) ما است ) ( فارسى )
از همهء اهل بيتش زودتر بوى ملحق مىشود ، خوشحال ميگردد « 1 » و اين نبود ، مگر براى اينكه ميدانست كه ، زندگى آل محمّد ( عليهم السلام ) ، همه پيچيده و توأم با ناملايمات و مصائب است . زيرا اگر ترس از آن مصائب نبود ، چه مجوّزى ميتوان براى زهرا فرض كرد كه از زندگى ، سير شود ؟ . و حال آنكه زندگى باسعادتى داشت كه بهترين و شيرين ترين زندگى است . آرى ، ثمربخشترين و پرافتخارترين زندگى ، زندگانى فاطمه بود . شوهرى داشت كه از نظر فضائل و فواضل ، در رديف پدر بزرگوارش بود . فرزندانى مانند حسنين - دو ريحانهء رسول اللّه ( ص ) - داشت كه سيّد جوانان اهل بهشتاند و مثل و مانندى ندارند ، و هيچ سخنور بليغ و توانائى از عهدهء توصيفشان برنميآيد . و دخترى مانند « زينب » - عقيلهء بنىهاشم - داشت كه جوهرهء قدس و كمال و شرف و عزّت است . پس با داشتن چنين نعمتها ، چرا « فاطمه ( ع ) » از زندگى و حياة ، بايستى ناراضى باشد ؟ . با اينكه در عنفوان جوانى بود و هنوز كامى از زندگانى نگرفته و بآرزوئى نرسيده بود . چرا از پروردگار خود درخواست ميكرد كه هرچه زودتر مرگش را برساند ؟ با اينكه او بآرزوهائى كه هر مادرى دربارهء فرزندانش دارد ، نرسيده بود . آن آرزو -
--> ( 1 ) - حديث اين داستانرا « احمد » در « المسند » ، و ابو يعلى در « المسند » ، و ابن ابى شيبه در « المصنف » و نسائى در « الخصائص » ، و ترمذى در « الصحيح » ، و ابو الحسن حربى در جزوهاى كه دارد ، و طحاوى در « مشكل الآثار » ، و دارقطنى در « العلل » ، و ابو نعيم در « الحليه » ، و بيهقى در « الدلائل » و بسيارى ديگر ، بسندهاى صحيح خودشان از عايشه - ام المؤمنين - روايت كردهاند .