روح الله عباسى

98

رويكرد الغدير به تحريف ( فارسى )

هنگام نگاشتن آن را فراموش مىكند . آيا با وقوف بر حقائق امر ، در نتيجه تدبيرى كه شب هنگام به كار رفته ، از ذكر حقائق صرف‌نظر مىنمايد ! يا اين‌كه چيزى را مىگويد بدون آن‌كه آن را درك كند ! يا باكى ندارد به آنچه مىگويد ؟ بسيار جاى شگفتى است ! مگر اين مسعودى كه در سال ( 346 ) وفات يافته نيست ، كه در كتاب « التنبيه و الاشراف » ( ص 221 ) ، مىنگارد : و فرزندان على رضى اللّه عنه و پيروان او اين روز را بزرگ مىشمارند ؟ مگر اين كلينى كه حديث عيد غدير را در كافى « 1 » روايت مىكند در سال ( 329 ) وفات نيافته ؟ و يا پيش از او فرات بن ابراهيم كوفى نيست كه در طبقه استادان ثقة الاسلام كلينى قرار دارد و از مفسرين بنام است ، كه حديث غدير خم را در تفسيرش « 2 » كه نزد ما موجود است روايت نموده ؟ اين علماء و كتب حديث آنها قبل از تاريخى كه نويرى و مقريزى عنوان مىكنند [ - قبل از سال 352 ] وجود داشته‌اند . مگر اين فياض بن محمّد بن عمر طوسى نيست ، كه وجود عيد غديرخم و سابقهء آن را در سال ( 259 ) خبر داده و خود در محضر امام رضا عليه السّلام ، كه ( در سال 203 ) وفات يافته ، حضور داشته ، كه آن حضرت اين روز را عيد گرفته و سابقه ممتّد اين عيد و فضيلت آن را [ بر اعياد ديگر اسلام ] ذكر فرموده است و آن را از پدرانش تا منتهى به امير المؤمنين عليه السّلام مىشود ، روايت فرموده است ؟ و امام صادق كه در سال ( 148 ) وفات يافته ، اصحاب خود را به تمام اين امور تعليم فرموده و به آنها خبر داده ، كه رويه و سنن پيغمبران - صلّى اللّه عليهم اجمعين - اين بوده ، روزى را كه در آن جانشين خود را منصوب مىنموده‌اند ، عيد مىگرفته‌اند ، چنان‌كه سنّت بر اين ، در ميان ملوك و پادشاهان - كه روز تاجگذارى و استقرار بر تخت پادشاهى خود را عيد مىگرفتند - جارى بوده است .

--> ( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 149 ، ح 3 ، چاپ جديد . ( 2 ) . تفسير فرات كوفى ، ص 117 ، ح 123 ، چاپ جديد .